سجاد
محبّت به مردم نیمی از عقل است.
سجاد
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر گاه تنم به جماعت نادان خورد . گفتند: مگر کوری !
سجاد
چقدر تلخ است که برای آزاد بودن باید از تمام داشته هایت فرار کنی!!!
سجاد
نمیدانم یا تو بوی سیگار میدهی یا این سیگارها بوی تو را بگذریم... به هر حال بوی خوبیست
سجاد
کم تر از تو نیستم برابرت هم نیستم بیشتر هم نه ! یا تو عددی نیستی یا من ! بیا روی هم حساب نکنیم !!!
سجاد
بازو هایم می خواهند در آغوشت بگیرند بیا... طاقت آنها کمتر از من است ..