سجاد
اگه میرفت بالای اون سنگه دیگه اینقد مجبور نبودن کمراشونو خم کنن ... نظر شما چیه ؟
سجاد
چه حالی داره این خونه . دوباره سرد و ویرونه ...
سجاد
دوتا رفیق بودن همیشه باهم مشروب میخوردن.یکیشون میمیره.چند وقت بعد اون یکی میره میخونه به ساقی میگه 2پیک بریز.ساقی میپرسه چرا 2تا؟ میگه یکیش واسه خودم اون یکیش به یادرفیقم .1سال بعد دوباره میره میخونه .به ساقی میگه 1دونه پیک بریز ساقی میگه :چرا 1دونه؟ مگه رفیقتو فراموش کردی؟ میگه نه خودم توبه کردم اینو میخورم به یاد رفیقم...!
سجاد
از تو که حرف می زنم ، همه فعلهایم ماضی اند .. ماضی ِ بعید .. ماضی ِ خیلی خیلی بعید! کمی نزدیکتر بنشین ،، دلم برای یک حال ساده تنگ شده است
سجاد
اعصاب در حد 0 .............