دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خــــاله سمانـــــه

خــــاله سمانـــــه
زن
امتیاز: 3145

دنبال‌شدگان

(528 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(484 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

خــــاله سمانـــــه
خــــاله سمانـــــه

بزرگترین اقیانوس آرام است آرام باش تا بزرگترین باشی

خــــاله سمانـــــه
خــــاله سمانـــــه
در دوره

@گـلـپــری صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو، ای کبوتر به کجا ، قدر دگر صبر بکن آسمان پای پرت پیر شود بعد برو یک نفر حسرت لبخند ترا می بارد خنده کن عشق نمک گیر شود بعد برو تو اگر گریه کنی بغض منم می شکند صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد باش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو

این ارسال را بازنشر کرده است.
خــــاله سمانـــــه
خــــاله سمانـــــه
در دوره

@آقـا اَمـیـن هرکه خوبی کرد زجرش میدهند هر که زشتی کرد اجرش میدهند باستان کاران تبانی کرده اند عشق را هم باستانی کرده اند هرچه انسانها طلایی تر شدند عشق ها هم مومیایی تر شدند اندک اندک عشق بازان کم شدند نسلی از بیگانگان آدم شدند

این ارسال را بازنشر کرده است.
خــــاله سمانـــــه
خــــاله سمانـــــه
در دوره

@sahar زمستان آمده است. خسته ام می خوابم بهار که آمد پیله ام را می شکافم تا با پرهای خیس دوباره عاشقت شوم.

خــــاله سمانـــــه
خــــاله سمانـــــه
در دوره

@./ DoostDar ./ حتی در آستانه دروازه های بهشت از فرط شادی روی برمی گردانم چون بشنوم که می گویی دوستت دارم؛

خــــاله سمانـــــه
خــــاله سمانـــــه
در دوره

@بـهـــار پروردگارا از عشق امروزمان چيزي براي فردايمان باقي بگذار.... به اندازه يك نگاه... به اندازه يك لبخند.... تا به ياد داشته باشيم كه روزي عاشق هم بوديم

خــــاله سمانـــــه
خــــاله سمانـــــه
در دوره

@سید کمال وقتی از همه ی دنیا دلم می گیرد هیچکس و هیچ چیز نمی تواند طوفان درونم را ارام سازد.تنها نگریستن به چشمان همیشه نگران مادر است که درونم را ارام می سازد

خــــاله سمانـــــه
خــــاله سمانـــــه
در دوره

@آزاده ایــرانی اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم : دوستت دارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
خــــاله سمانـــــه
خــــاله سمانـــــه
در دوره

@یاس در حضور خارها هم می شود یك یاس بود در هیاهوی مترسك ها پر از احساس بود میشود حتی برای دیدن پروانه ها شیشه های مات یك متروكه را الماس بود دست در دست پرنده بال در بال نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود كاش می شد حرفی از "كاش می شد"هم نبود هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهام
الهام

یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یك پسر ایرانی میگه: چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون كنن؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر شهوت پرستن كه نمیتونن خودشون رو کنترل كنن؟؟ پسره لبخندی میزنه و میگه: ملكه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟ و هر مردی ملكه انگلستانو لمس كنه؟! پسره انگلیسی با عصبانیت میگه: ... ... نه!مگه فرد عادیه؟!! فقط افراد خاصی میتون با ایشون در رابطه باشن!!! پسر میگه: خانومای ما همه ملكه هستن!!! به افتخار دختر ایروونی بزن لایک قشنگرو :خخخخ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مهشاد
مهشاد

آرزوی دو همسر 60 ساله (دیدگاه)

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

من یک دختــر آریاییـم بـــدان "حــــــوای" کسی نـــــمی شــوم که به "هــــوای" دیگری برود. ... تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد. روح خـــداست که در مـــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفته, ارزان نمیفروشمش...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مهشاد
مهشاد

گاهی باید نشنید! چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد. دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند: که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد. بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد. اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش بیشتر فایده ای ندارد او مصمم تر می شد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد. بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟ معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرد که دیگران او را تشویق می کنند.

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهشاد
مهشاد

داستان کوتاه : لیوان آب و مشکلات! (دیدگاه)

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
علی اقا
1325718515796484_large.jpg علی اقا

به نظر من يه خونه هر جايي ميتونه باشه ،ميتونه بالاي يه ساختمون بلند باشه ، ميتونه تو يه كوچه قديمي كه زير بازارچست باشه ،ميتونه بزرگ يا ميتونه كوچيك باشه ، ميتونه براي هر كسي يه مفهومي داشته باشه ،ميتونه به رنگ آجر يا به رنگ شيشه و سنگ باشه ، ميتونه به رنگ قرمز يا به رنگ....ولي من،يعني بهتره بگم ما ، معتقديم خونه هرچي باشه بايد سبز باشه ، بله ، سبز و هميشه سبز...! "ياد خسرو شكيبايي بخير"

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.