سحـــر خاتـــون
یه زخم کهنه روی بالم...یه آسمون که چشم به رام نیست...به غیر واژه غریبی...چیزی توی ترانه هام نیست
سحـــر خاتـــون
گاهی ارزو میکنم آینه ای داشته باشم که حتی برای یک لحظه صداقت قلب تورا برایم صادقانه رو کند
سحـــر خاتـــون
برای گفتن حسم هنوز یک واژه کم دارم که تو شعرام به جای اون همیشه نقطه میگذارم منی که با این احساس یه عمره زندگی کردم نه میدونم ، نه میتونم به چشمات بفهمونم که… عاشقتم… عاشقتم… مثل عطر دعا مثل رنگ خدا … مثل من که نفس به نفس با تو هستم همه جا….
سحـــر خاتـــون
گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش! چون آدمی که ابله باشه ، عمرا معنی اون سکوت رُ بفهمه ...
سحـــر خاتـــون
سلامتیه اونایی که این روزها زندگی لعنتیشون شده..... یه پنجره نیمه باز بارون زده پاییزی و یه موزیک ویرانگر و دیگر هیچ
سحـــر خاتـــون
سالهاست نه کهنه می شوم نه نو نه رفتهام نه آمدهام نه گفتهام نه شنیده ام سالهاست مرا به جرمِ سنگینِ " من " بودنم چوب حراج زده اند هزاران نگاه هرزه اینجا بیداد میکند ... تمام دستها انگار به سوی من کج اند و تنم انگار چهل تکهای سوزن خورده است من اما از زن بودنم کوتاه نخواهم آمد که این ، شهریور من است .... و به پاییز نخواهد رسید ، اگر من نخواهم ........
سحـــر خاتـــون
تو می خواستی بشی سنگ صبورم . .
تو شدی سنگ و من هنوز صبورم
سحـــر خاتـــون
گاهی حرف نزدن از نداشتن ِ حرف نيست از داشتن حرفِ زياد است ...!
سحـــر خاتـــون
این روزها، دلم لک زده برای هوای بچگیم...که همه خوب بودند و همه چیز خوب! اگر هم تلخی بود، فقط لبخندش نصیبمان میشد..
سحـــر خاتـــون
عـــاشق باش و دیوانــــــگی کن...