سحـــر خاتـــون
همچنان این لحظه های نفس گیر زندگی را میگذارنم ، اما هنوز باور ندارم که دیگر هیچ امیدی در قلبم نیست !
سحـــر خاتـــون
بهم گفت کمی از حال و روزت بگو...و من سکوت کردم... سکوت کردم... سکوت کردم...اونقــــــدر سکوت کردم که مطمون شدم چیزی از قلم ننداختم...
سحـــر خاتـــون
دیگر نمیگویم گشتم نبود نگرد نیست.... بگذار صادقانه بگویم گشتم. اتفاقا بود. فقط مال من نبود...... بگذار دیگری بگردد لابد مال اوست...
سحـــر خاتـــون
سخته یادآوریشون... یاد خنده هام که نمیدونستم قراره به قیمت حال الانم تموم بشه... حق من این نبود......
سحـــر خاتـــون
باورم نمیشه تمــــــوم شـــــــــــــــــــــــــــد؟؟؟؟؟؟