سحـــر خاتـــون
منـــ تمــامـــ نمـــی شـــومـــ ... در عـشـقت ... ثــــانیـــه بـــه ثــــانیــــه ... شـــروعـــ مـــی شــــومـــ !
سحـــر خاتـــون
پرسیدی چه خبر؟ چه بگویم؟! همه چیز خوب و دل ها شاد و لب ها پرخنده و راستی من هنوز هم، گاهی دروغ می گویم...
سحـــر خاتـــون
بــه بـــــودن هـــا ، دیـــر عـــادتـــ کن... ! و بــه نبــودن هـا ، زود ...! آدم هــا ، نـبودن را بهـتر بلـدنـــد !!
سحـــر خاتـــون
به سلامتی گذشته که هیچ وقت بر نگشته ولی ما اونقدر دوسش داریم که مثله چماق میکوبیم تو سر آینده
سحـــر خاتـــون
آدمي به خودی خود نمي افتد اگر بيفتد از همان سمتي مي افتد که تکيه کرده است...
سحـــر خاتـــون
دیگه بیشتر ازاین نمیتونم نگهت دارم. داری سنگینی میکنی که بیفتی. از چشم و سر و دلم داری میفتی... چیزی که خودت میخواستی...
سحـــر خاتـــون
چه دوستم داشته باشی و چه ازمن متنفر باشی در هر صورت بهم لطف میکنی چون اگه دوستم داشته باشی تو قلبت هستم و اگه ازم متنفر باشی تو ذهنتم (شکسپیر)
سحـــر خاتـــون
شانس میدونی یعنی چی؟؟؟ اگه میدونی برای منم تعریف کن...
سحـــر خاتـــون
کاش به حرفم گوش میکردی وقتی گفتم بگذار دوست بمانیم، عشق همه چیز را خراب میکند
سحـــر خاتـــون
چرا؟؟؟ من دوستــــت دارم...تو دوستــــــش داری!!!... اون دوستـشـــــــون داره........چرا؟؟؟؟؟؟؟
سحـــر خاتـــون
دیگر آن عاشقانه ترین غزل ها و شکوه آمیزترین کلماتی که برای چشمان تو از لبانم سرازیر بود ........ خاموش شده است... دیگر شوق چشمانم برای دزدیده نگاه کردن به چشمانت حتی به نیم نگاهی باز نمیشود.......... دیگر شراب سرخی که چشمانت به نگاه من می ریخت مستم نمیکند................. دیگر شوقی برای سروده شدن ندارند آنهمه غزلهای بی تاب از حسرت تو........... و....من ساکت میمانم....اما تا به کی؟.....