سحـــر خاتـــون
عاشقی مقدور هر عیاش نیست...غم کشیدن صنعت نقاش نیست...
سحـــر خاتـــون
شبها که بغض میکنم...دنیا سکوت میکنه...زمان به صفر میرسه...زمین سقوط میکنه...
سحـــر خاتـــون
دست به دامان تو می شوم که جز تویی نیست برای آنکه دستان محتاجم را در دست بگیرد و پیشانیم را ببوسد و مرا دوست بدارد آسمانی، هرچند محبت من و ما از جنس ناب زمینی باشد
سحـــر خاتـــون
بعضی وقتا که میای...سر روی شونم میذاری...تموم غصه ها رو از دل من برمیداری...اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره...وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره...
سحـــر خاتـــون
دست دراز می کنم به سوی تو و از تو می خواهم. خسته و وامانده دست شسته از همه چیز و همه کس همه کس همه کس نه نمی توانی مرا رد کنی نمی توانی به من بگویی نمی شود. چون من به جز تو کسی ندارم. به جز تو چه کسی می تواند به من پاسخ دهد اصلا من چه کس دیگری را می شناسم.
سحـــر خاتـــون
نه چتر میخوام نه کاپشن...اون آغوشی رو میخوام که ازم دریغ کردی...
سحـــر خاتـــون
دلـم واسـه هـیـچـی ِ هـیـچـی تـنـگ نـشـده . . . ! فـقـط بـرای اون گـوشـه دنـج ، آغـوشـت ، آرامـشـم . . . تـنـگ شـده . . . بـدجـور...!
سحـــر خاتـــون
حالا چطور بگم تنهام؟؟ چطور بگم تو نیستی؟؟ چطور بگم با من نیستی؟؟ آره! خودت میدونی…. میدونی که همیشه با منی …. میدونی که تو ، توی لحظه لحظه های من جاری هستی…
سحـــر خاتـــون
میدونم گاهی بلور قلبتو...میشکنه حرفام...صبر تو به سررسیده...از من و سرگشتگی هام...با گذشت به من نگاه کن...تو که میبینی چه تنهام...رونگردون از من دلخون...اگه بدترین دنیام...
سحـــر خاتـــون
جای نگاهت رو نگاهم مونده ….
سحـــر خاتـــون
امروز هم گذشت...یه روز دیگه از روزهای بی تو بودن...هنوز از این روزهای وحشتناک باقی مونده … تنهای تنها میون این همه آدم سخته...

14 سال و 8 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 8 دقيقه قبل