سحـــر خاتـــون
یادش بخیر قدیما... اون وقتا "سحرم" بودم و الان شدم "سحر"... اون وقتا یه "عزیزم" ادامه اسمم میومد...الان نه...اون قدیما وقتی میگفتم دوستت دارم بعدش حداقل یه "منم همینطور" میشنیدم...ولی الان...............یعنی بازم باید سکوت کنم؟؟؟؟
سحـــر خاتـــون
انقدر . . . دوری . که . . برای همه ی عمرم دلتنگی دارم ....!
سحـــر خاتـــون
هميشه يه کسايي بودن که بهم ميگفتن چرا تو عشق نداري؟ هميشه بودن کسايي که بهم بگن عشق يعني زندگي ميگفتن اگه عاشق نشي يعني زندگي نکردي ... ولي بهم نگفتن اگه اسير يکي بشي دلت ميسوزه بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه انگار تموم جونتو به آتيش ميکشن بهم نگفتن اگه تموم روز ببينيش بازم دلتنگش ميشي بهم نگفتن ممکنه يه روز بذاره بره بهم نگفتن نگفتن که تو پشت سرش اشک ميريزي ولي اون بي اعتنا ميره نگفتن تو ديوونش ميشي ولي اون بي خيالت ميشه...
سحـــر خاتـــون
دیده ای شیشه های اتومبیل را وقتی ضربه ای می خورند و می شکنند!؟ شیشه خرد می شود ولی از هم نمی پاشد!؟ این روزها همان شیشه ام؛ خرد و تکه تکه، از هم نمی پاشم ... ولی شکسته ام ...
سحـــر خاتـــون
روزگار غریبی بود / روزگار عجیبی هست / روزگار خوبی خواهد شد
سحـــر خاتـــون
بیا آخرین شاهکارت را ببین!!!مجسمه ای با چشمانی باز...خیره به دور دست...شاید شرق ، شاید غرب... مبهوت یک شکست...مغلوب یک اتفاق...مصلوب یک عشق...مفعول یک تاوان...... خرده هایش را باد دارد می برد و او فقط خاطراتش را محکم بغل گرفته...بیا آخرین شاهکارت را ببین...مجسمه ای ساخته ای به نام من!!!
سحـــر خاتـــون
نوشته ها ، زمانی تلخ می شوند که ، مخاطب خاص پیدا کنند ...
سحـــر خاتـــون
برفها همه آب شدن.... مثل دل من.... براي تو...
سحـــر خاتـــون
شرمنده یادم رفت بهت بگم قبل از اینکه عاشقم شوی... مرا خوب خوب نگاه کن، مبادا چیزی از قلم بیفتد که بعد ها به چشمت بیاید !
سحـــر خاتـــون
به نظر مي رسد زندگي مشكل نيست بلكه مشكلات زندگی اند !!! < حسين پناهي >
سحـــر خاتـــون
زمستان بدون برف، آدمها بدون لبخند, روزهای هفته، همگی جمعه! خداهم مارو تحریم کرده!!!
سحـــر خاتـــون
دلتنگی وقت نمیشناسد...مثل همین حالا...وسط نوشتن همین خطوط ...
سحـــر خاتـــون
بسلامتیه اون بوسه تند و با عجله با اینکه میدونی خیلی دیرت شده ولی نمیتونی ازش بگذری(((!!!)))
سحـــر خاتـــون
برات بهترینا رو آرزو میکنم...هرچند...بیخیال...

14 سال و 5 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 45 دقيقه قبلهمش شده این. کیه که دلش خون نباشه؟ اگه هر کدوم از ما یکی داشت که همیشه باشه ، دیگه اینجا چکار میکردیم؟
14 سال و 5 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 43 دقيقه قبلسكوت سرشار از سخنان ناگفته است
14 سال و 5 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 41 دقيقه قبلاعتراف به عشق هاي نهان و شگفتي هاي به زبان نيامده
در سكوت ما حقيقت ما نهفته است
حقيقت تو و من
...علي شريعتي...
شاید،اینی که شما میگی باشه ولی من یکی که غلط بکنم دوباره عاشق بشم
14 سال و 5 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 41 دقيقه قبل توسط موبایلچه اتفاقی؟
14 سال و 5 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 40 دقيقه قبل