سحـــر خاتـــون
گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش! چون آدمی که ابله باشه ، عمرا معنی اون سکوت رُ بفهمه ...
سحـــر خاتـــون
تو می خواستی بشی سنگ صبورم . .
تو شدی سنگ و من هنوز صبورم
سحـــر خاتـــون
گاهی حرف نزدن از نداشتن ِ حرف نيست از داشتن حرفِ زياد است ...!
سحـــر خاتـــون
یادور شو...........
یا نزدیکتر بیا.......
دیگر تحمل نگاه هایت را ندارم........
از تنهایی خود نمیترسم......
از ان میترسم که بعداز رفتنم دوست داشتنت را از زبان دیگری بشنوم که بگویی نفهمید دوست داشتن مرا.............
سحـــر خاتـــون
بازم دمه خاطراتت گرم
بعضی وقتا میاد سراغمون
خودت که این چیزا حالیت نیست...
سحـــر خاتـــون
حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد! حمـاقـت یـعنـی مـن کـه اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوی ! خـبری از دل تنـگـی تـو نمـی شود! برمیگردم چـون دلـتنـگـت مــی شــوم!!!
سحـــر خاتـــون
كاش هرگز زنگ تفريحي نبود جمع بودن بودوتفريقي نبود كاش ميشد باز كوچك ميشديم لا اقل يك روز كودك ميشديم .....
سحـــر خاتـــون
حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو ،دیوانه شو و اندر دل آتش درآ، پروانه شو پروانه شو هم خویش را بیگانه کن ،هم خانه را ویرانه کن وآنگه بیا با عاشقان، هم خانه شو هم خانه شو ... رو سینه را چون سینهها، هفت آب شو از کینهها وآنگه شراب عشق را ،پیمانه شو، پیمانه شو باید که جمله جان شوی ،تا لایق جانان شوی گر سوی مستان میروی ،مستانه شو! مستانه شو!!!
سحـــر خاتـــون
هنوزم...تو این هوای ابری افسرده خاطر...که نه دل خوشه نه دلدار...نه غزل خوشه نه شاعر...من پی بخشودنم...تو به فکر داوری...من به ابتدا رسیدم...تو هنوز در سفری.............
سحـــر خاتـــون
پیچک می شوم وحشی !! می پیچم ... به پر و پای ثانیه هایت تا حتی نتوانی لحظه ای بی من "بودن" را زندگی کنی !!
سحـــر خاتـــون
میتوانم در قعر چشمانت پرت شوم؟
سحـــر خاتـــون
تو مغرور بودی..
و من مغرور تر..
گفتم میروم..خداحافظ
گفتی برو...بی خداحافظ..
چشمانم خیره ماند..در دل گفتم بگو...بگو ...بگو بمان
... ......من منتظر یک جمله ی تو هستم
اماتو..بی رحمانه رفتی
و
من مغرورانه
غرورم را شکستم و دوباره گفتم
گفتم سلام...
نمیدانم چرا اما شنیده ام
عاشقان در برابر معشوق
غروری ندارند
شنیده بودم اما..باور نداشتم
به باورم رساندی......
سحـــر خاتـــون
ای لعنت به هرچی روز و شب جمعس!!!