سحـــر خاتـــون
لعنت به هرچی نامرد بی معرفته!!!لعنت به تو که پاتو گذاشتی تو زندگیم...لعنت به تو که زدی داغونم کردی...لعنت به من که نمیخوام و نمیتونم فراموشت کنم...
سحـــر خاتـــون
به خدا فقط تو آدم نیستی...فقط تو نیستی که یه دل کوچولو و کم طاقت داری...به خدا منم آدمم...یه گنجایشی دارم...تاجایی که بتونم سکوت میکنم و بغضمو قورت میدم...ولی دلم نمیخواد با این کارم خر فرض بشم!!!دلم نمیخواد فکر کنی هیچی حالیم نیست...یه کاری نکن یه روزی بدون اینکه چیزی بگم برم و دیگه هیچکی منو نبینه!!!
سحـــر خاتـــون
شب و این سکوت و این تنهایی ! فقط گاهی اندک صدای خفته ی آشنایی ! آشنا آنکه چون ما گرفتاریست ! دربند و اسیر زلف و عاشق و شیدایی ست................. !
سحـــر خاتـــون
دل بَـــســـتــــم . . . گـــفتـــنــد میـــســـوزانـــدَت آتـــش جـــهــنـــم ! امـــا نفـــهمــیدنــد کــه مــن خــواهـــم سوخــت قبــل از آتــش جهــنــم در آتــش عـشــقـــــت . . .
سحـــر خاتـــون
همین که باشی همین که نگاهت کنم مست میشوم خودم را میآویزم به شانهی تو با تو بمیرم یا بخندم !!!
سحـــر خاتـــون
از صورتت نقاشی كشیده ام همانطور كه دلم میخواست باشی حالا چشمهایت فقط مرا میبیند و لبخند همیشگیت لحظه های نبودنت را ... میپوشاند فقط مانده ام هوس بوسیدنت را چه كنم؟
سحـــر خاتـــون
این لبخندهای زورکی فقط چروک صورت را زیاد می کند
سحـــر خاتـــون
روی سکوی کنار پنجره...همه شب جای منه...چند ورق کاغذ و یک دونه قلم...همیشه یار منه...کاغذای خط خطی...از کنار در باز پنجره...میپرن توی کوچه...سرحال از اینکه آزاد شدن...نمیدونن که اسیر دل سنگ باد شدن...........دیگه بیداری شب عادتمه...همدم سکوت تنهایی من تیک تیک ساعتمه...تیک تیک ساعتمه...
سحـــر خاتـــون
تو رو به هر چی یا هر کی که میپرستید اگه کسی رو دوست ندارین بهش امید ندین،دلشو نشکنین!!!!
سحـــر خاتـــون
زندگی کن به شیوه خودت ... با قوانین خودت ... !!! مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند... برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی.. چه خوب ... چه بد... موضوع صحبتشان خواهی شد.!!!! ... ... پس زندگی کن به شیوه خودت.. چه خوب ... چه بد
سحـــر خاتـــون
خوشــبختی هایم را
با عجله در ســرنوشــتم نوشته بودند
بد خط بود ،
روزگــار آنها را نتوانست بخواند ... !
سحـــر خاتـــون
غم هایی که چشم ها را خیس نمی کنند زودتر به استخوان.....می رسند...
من فدای تو بشم خاتونم...
14 سال و 10 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 49 دقيقه قبلآخیییییییی منم میخوام از اینا
شاگرد چی؟
14 سال و 10 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 47 دقيقه قبلاخی فدات
14 سال و 10 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 46 دقيقه قبلفدای همتون.عزیزمی آنا.
مهدکودک
14 سال و 10 ماه و 1 روز و 15 ساعت و 43 دقيقه قبلشاگرد نقاشی