سحـــر خاتـــون
بذار جز این سکوت سرد لبهات... برام چیزی به یادگار نمونه... بذار تا نقطه ی پایان این عشق... مثل اشکی بشینه روی گونه
سحـــر خاتـــون
هنوز دوستت دارم ولی ترس نبودنت مانع میشه که امیدوار بمونم
سحـــر خاتـــون
آه ميدانم که دوستت ندارم ...اماافسوس ديگران دل ساده ام را کمترباور دارند و چه بسا به هنگام گذر ميبينم که بر من ميخندند... زيرا آشکارا مينگرند نگاهم به دنبال توست...
سحـــر خاتـــون
گاهی باید دروغ را راست پنداشت و گـــاهـــی راســـــت را دروغ ... بی فریب خوردن ، زندگی سخت است (فروغ فرخزاد)
سحـــر خاتـــون
کسی رو نداشته باشی به شونه هاش تکیه کنی، گریه کنی و دلتو سبک کنی، به هم خونت محبت کنی که خوشحال بشه بزنه راحت دلتو بشکنه... بغضاتو شب و نصف شب زیر پتو بترکونی.رد تیغی که روی مچ دستت به جای درس ببرتت تو دنیای عجیب غریبت و بگی کاشکی عمیقتر میبریدم که الان جاش بهم نیشخند نزنه . .. یه همچین حرفایی تو مخم میچرخن...
سحـــر خاتـــون
نمی توانم به چشمانت نگاه کنم، همین که نگاهت نمی کنم تمام وجودم را حس نگاهت می لرزاند، قلبم را از جا می کند... هنوز هم همچون گذشته داغی نگاهت قلب خسته ام را می سوزاند. چه سخت و چه تلخ است که درست در یک قدمی من باشی ولی..... مهربانی هایت هنوز هم همانند گذشته شیرینند، کاش به جای سخت بودن لبخند می زدی... آنوقت شاید این تلاطم در تمام خستگی هایم فروکش می کرد... اما تو همیشه همانی که بودی، مهربان و خشن... سرد و پر حرارت... ساکت و دوست داشتنی... کنجکاو و بی تفاوت... آرام و پر هیاهو...جمع اضداد... دوستت دارم.
سحـــر خاتـــون
من آتیشم... یه کاری کن نمونم زیر خاکستر......
سحـــر خاتـــون
ببین چطور با نگاهم منت آغوشت را میکشم!!! تنهایم نگذار نفسم... بی تو مرده ای متحرک بیش نیستم................