سحـــر خاتـــون
تموم شهر خوابیدن...من از فکر تو بیدارم...یه روز میفهمی از چشمام چه احساسی به تو دارم..................
سحـــر خاتـــون
دلیل اینکه تنهایی...همین دستای تنهامه...همین دنیای تاریکم...همین تردید چشمامه...
سحـــر خاتـــون
میخوام مثل قدیما مثل سابق...یه وقتایی یکی با من بخنده...یکی باشه که دستامو بگیره...یکی باشه که زخمامو ببنده...
سحـــر خاتـــون
میدیدم دارم از چشمات میفتم...مدارا کردم و چیزی نگفتم...
سحـــر خاتـــون
اگه یکی باشه منو بفهمه...براش غرورمو به هم میزنم...گریه که سهله...زیر چتر شونش تا آخر دنیا قدم میزنم...
سحـــر خاتـــون
بـــــــودم ...
دیــــــــــــدم با دیگری شـــادتری
.
.
.
رفتــــــــــم
سحـــر خاتـــون
اعتماد به نفس بعضی ها رو اگه خر داشت الان سلطان جنگل بود!!
سحـــر خاتـــون
وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست
وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست
ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست
............
صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست
کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست
گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ماست
سحـــر خاتـــون
فاتحانه به تکه هایش نگاه میکنی!
حق داری شاهکاریست!
افتخار تو،اینست که چیزی را شکستی،که تا بحال، دست هیچکس به آن نرسیده بود...
قلبم!!!
سحـــر خاتـــون
می نویسی ابر ، من چتر برمیدارم . می نویسی باران ، ...من خیس میشوم. می نویسی دریا ...، من غرق می شوم. می نویسی درد ، من ناله میکنم . می نویسی رنج، من زجر میکشم . مینویسی مرگ، و من..................
سحـــر خاتـــون
تمام غصه ها دقیقا از همان جایی آغاز می شوند که ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت . اندازه می گیری ! حساب و کتاب می کنی ! مقایسه می کنی ! و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای ، ............که زیادتر دل داده ای ، که زیادتر گذشته ای ، که زیادتر بخشیده ای ، به قدر یک ذره ، یک نقطه ، یک ثانیه حتی ! درست از همانجاست که توقع آغاز می شود و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که به نام عشق می بریم ...!!!