سحـــر خاتـــون
کار خوبتو هیشکی یادش نمیمونه ! اما کافیـه یـه اشتبـاه کنـی ، تا یه عمر بهت می گن : تو همون آدمی هستی که اون روز ...
سحـــر خاتـــون
آن شبي كه ديوانه شده بودم و تنها در خيابان ها راه مي رفتم اشك مي ريختم و بلند بلند از خدا شكايت مي كردم فراموش كرده بودم كه هست .. مي بيند .. مي فهمد .. ببخـ ـ ـش خدايـ ـا ... كـ ــ ـم طاقـ ـت شـ ـده ام ....!
سحـــر خاتـــون
میرم از زندگی تو...گرچه هستی روزگارم...میرم چون عاشفت هستم...باید آزادت بذارم...بذار من بشکنم از عشق...بشم بارون و ببارم...آخه من طاقت اشکو توی چشم تو ندارم...
سحـــر خاتـــون
دل چشمم تنگ شده برای نگاه خمارت. ابر قسم خورده به جان بارانش که می آیی!
سحـــر خاتـــون
قدیما مردم الکی حلقه دست میکردن ؛ که بقیه فکر کنن متاهل هستن ، و کسی مزاحمشون نشه .... امروز اونایی که ازدواج کردن ؛ قایم میکنن که موارد جدید رو از دست ندن ...
سحـــر خاتـــون
ازقدیم میگن:کافر همه را به کیش خود پندارد.....خودت خری مارو هم خر میبینی...
سحـــر خاتـــون
وقتی شونه هات غریبست...بذار آسمون بباره...بذار دنیا زیر و رو شه .اسه من فرقی نداره...
سحـــر خاتـــون
ﻗﻮﻝ ﻭ ﻗﺮﺍﺭﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ! ﻣﺜﻞ ﺑﺴﺘﻨﯿﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﯿﺪ ﺁﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
سحـــر خاتـــون
رفتم درون پیله تنهایی خودم ، شاید رها شوم حالا؛ فضای پیله ام ، سرد است و ساکت و خاکستری و تنگ. ... اما، من خواب دیده ام، طاقت اگر بیاورم یک روز زخم عمیق دلم خوب می شود ...!!! من خواب دیده ام ، طاقت اگر بیاورم یک روز عاقبت پروانه می شوم...!!!