دلم تنگ شده برای گذشته ها.. برای روزهایی که غریبه بودیم اما دوست بودیم ،کم کم یکی شدیم من با تو ،نه تو با من ... حالا آشنای آشناییم ..تو مرا میشناسی من هم تو را ..اما دوستیمان نابود شد ..بیا، باز هم غریبه باشیم.. مثل همان روزها...
حکایت من ،حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ؛ دلباخته سفر بود ، اما همسفر نداشت ؛ حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ؛ زخم داشت ، ولی ناله ای نکرد ؛ نفس میکشید اما همنفس نداشت. خندید ، غمش را کسی نفهمید.
آغوش تو مترادف امنیت است...آغوش تو ترسهای مرا میبلعد...لغتنامه ها دروغ میگفتند...آغوش تو یعنی پایان سردردها...یعنی آغاز عاشقانه ترین رخوت ها...آغوش تو یعنی من خوبم...بلند نشی بروی یکوقت...بغلم کن...من از بازگشت بی هوای ترسها میترسم...
میدونی الان چی دلم میخواد؟؟؟ یه بغل محکم و یه نگاه عاشقونه...یه شونه گرم که سرمو بذارم روش و چشمامو ببندم...آروم توو گوشم زمزمه کنی و گرمای نفست صورتمو نوازش کنه... آآآآخ که چقد دلم میخواست الان پیشم بودی...
عشــــق یعنـــــــی: وقتـــی نیستش به یادشـــی و می خوای باهــــاش باشـــی وقتـــی باهاشـــی همــش می خوای نگـــاش کنـــــی وقتـــی نگـــاش میکنی دوستــــ داری از تـــــه قلب شاد باشــــه و وقتـــی داری نگاش میکنــــــی و میفهمـــــی از تـــه قلبــــــ خوشحالـــه عاشــق تـــــر میشـــــی...
برای بودن ؛ گاهی لازم است که نباشی ! شاید نبودنت ؛ بودنت را به خاطر آورد ... اما دور نباش ... دوری همیشه دلتنگی نمی آورد ... فراموشی همان نزدیکیهاست ... !!!
اونایی که ما عاشقشون هستیم هیچوقت از ما دور نمیشن! هر روز کنار ما راه میروند اما دیده نمیشوند، شنیده نمیشوند و هنوز نزدیک و هنوز عاشق... هنوز دلتنگ و خیلی عزیز.... .