به بالشی که زیر سرمون میذاریم میشه دروغ گفت ؟ چی بگیم؟ بگیم خواب بودیم و خواب بد دیدیم ؟ خر که نیست! بالشه! میفهمه..... ! نه بالش جان، دلم گرفته بود . . . !
همین سادگی ای که امروز آزارت میدهد همان چیزی بود که بخاطرش عاشقم شدی ولی من عاشق صداقتی شدم که امروز دیگر نداری ..... داری میروی، در را پشت سرت ببند!!!!
یک نگاه با عـشــق ... ..... بهـتـر از هــزار بـار گـفتـن ِ دوسـتت دارم بدون ِ عـشـقــه ... من سـُکــوت میکنـم . . . و تو خــوب به چـشـمــان ِ من نگـاه کن نـازنـیـنــم
بعضی حرفا رو نمیشه گفت ... باید خورد... ولی بعضی حرفا رو نه می شه گفت ... نه میشه خورد! ...می مونه سر دل! میشه دل تنگ! میشه بغض! میشه سکوت! ...میشه همون وقتی که خودتم نمیدونی چه مرگته....
تو نوشتی از من ، من که تنها بودم ..با تو شاعر گشتم ،با تو گریه کردم ،با تو خندیدم و رفتم تا عشق ..نازنیم ای یار ،من نوشتم هر بار، با تو خوشبخت ترین انسانم... ولی افسوس ،مدتی هست که دیگر ،نه قلم دست تو مانده است و نه من!!!
A
14 سال و 4 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 36 دقيقه قبلاوه ... عزیزدلم .......
14 سال و 4 ماه و 10 روز و 23 ساعت و 13 دقيقه قبل

14 سال و 4 ماه و 10 روز و 22 ساعت و 58 دقيقه قبل