سحـــر خاتـــون
وقتی نیست.......................
سحـــر خاتـــون
این روزا دیگه حتی اگه نور امید رو ببینم بی تفاوت از کنارش رد میشم
سحـــر خاتـــون
این روزا دیگه روزای من نیست...روزاییه که باید باشه..............
سحـــر خاتـــون
همچنان زندگی ساز خودش را میزند ، ولی سرنوشت با آن ساز نمی رقصد !
سحـــر خاتـــون
همچنان در حسرت بهار نشسته ام ، اما نمیدانم که خزانی زیباتر از بهار را پشت سر گذاشتم !
سحـــر خاتـــون
این دل لحظه به لحظه بهانه هایش را بیشتر میکند ، اما نمیداند حتی این بهانه ها نیز دیگر به او یاری نمی آید !
سحـــر خاتـــون
دلم میخواهد امیدوار باشم ، اما امید من خواب است !
سحـــر خاتـــون
همچنان باید درون خودم فریاد بزنم ، درون خودم اشک بریزم و ناله کنم
سحـــر خاتـــون
همچنان این لحظه های نفس گیر زندگی را میگذارنم ، اما هنوز باور ندارم که دیگر هیچ امیدی در قلبم نیست !
سحـــر خاتـــون
بهم گفت کمی از حال و روزت بگو...و من سکوت کردم... سکوت کردم... سکوت کردم...اونقــــــدر سکوت کردم که مطمون شدم چیزی از قلم ننداختم...
سحـــر خاتـــون
دیگر نمیگویم گشتم نبود نگرد نیست.... بگذار صادقانه بگویم گشتم. اتفاقا بود. فقط مال من نبود...... بگذار دیگری بگردد لابد مال اوست...
سحـــر خاتـــون
سخته یادآوریشون... یاد خنده هام که نمیدونستم قراره به قیمت حال الانم تموم بشه... حق من این نبود......
سحـــر خاتـــون
باورم نمیشه تمــــــوم شـــــــــــــــــــــــــــد؟؟؟؟؟؟