سحـــر خاتـــون
خودم رو فراموش کردم تو یادم بری
سحـــر خاتـــون
بذار جز این سکوت سرد لبهات... برام چیزی به یادگار نمونه... بذار تا نقطه ی پایان این عشق... مثل اشکی بشینه روی گونه
سحـــر خاتـــون
برای من همین خوبه که از هر کی تو رو دیده... شبی صدبار میپرسم ازم چیزی نپرسیده ؟
سحـــر خاتـــون
تمام عمر خندیدم... تمام عمر شوخی نیست
سحـــر خاتـــون
دستهایم زیر چانه ... ناچار به زیستن
سحـــر خاتـــون
مروز خاطراتت را سوزاندم… بوی خوش هیزمش اما بیقرارم کرد! اتفاق تازه ای نیست، … دوباره عاشقت شدم…
سحـــر خاتـــون
مــن او را به دل گرفتم و او از من به دل … .
سحـــر خاتـــون
با تو از تنهایی سخن نخواهم گفت ای عاشقانه ترین باور! چشمانت را بر صفحه ارغوانی قلبم بگستر. خواهی دید که گرمی رگهای من از هرم نفس های توست