سحـــر خاتـــون
قلبم.عمرم و چشمانم به دیدن تو در رویا عادت کرده اند ...
سحـــر خاتـــون
می ترسم از نبودنت... و از بودنت بیشتر!!! نداشتن تو ویرانم میکند... و داشتنت متوقفم!!! وقتی نیستی کسی را نمی خواهم. و وقتی هستی" تو را" می خواهم. رنگهایم بی تو سیاه است ،و در کنارت خاکستری ام خداحافظی ات به جنونم می کشاند... و سلامت به پریشانیم!؟! بی تو دلتنگم و با تو بی قرار.... بی تو خسته ام و با تو در فرار... در خیال من بمان... از کنار من برو ...من خو گرفته ام به نبودنت
سحـــر خاتـــون
روزهایم را خیابان های شهر می گیرند ... شب هایم را خواب های تو
سحـــر خاتـــون
به همین سادگی! و من... روز و شب جریمه سنگین رفتنت را پرداختم! و جز دل که روزی هزار بار خراش افتاد کسی نفهمید که از "ب" بودنت تا" نون" نبودنت فاصله تا بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نهایتـــــــــــــــــــــــــــــــــ بود
سحـــر خاتـــون
یه موجم که با دریا قهر کرده......
سحـــر خاتـــون
نه تو دیگه برام اون عشق سابقی...! نه من دیگه اون آدم ساده و زود باور...! غریبه شدی...! برو...!
سحـــر خاتـــون
ازم پرسید فراموشش کردی؟ هی نوشتم و هی پاک کردم. آخرش گفتم مطمئنا نه... پرسید فکرش اذیتت میکنه؟ دوباره هی نوشتم هی پاک کردم. بعدش گفتم خیــــلی کمتر از قبل... پرسید هنوز دوستش داری؟؟؟؟ هی نوشتم هی پاک کردم... نوشتم باز پاک کردم... آخر گفتم میشه موضوع حرفو عوض کنیم؟؟؟
سحـــر خاتـــون
آرزوی همه وجودم... دیدن دوباره خنده های از ته دلت
سحـــر خاتـــون
نمی توانم به چشمانت نگاه کنم، همین که نگاهت نمی کنم تمام وجودم را حس نگاهت می لرزاند، قلبم را از جا می کند... هنوز هم همچون گذشته داغی نگاهت قلب خسته ام را می سوزاند. چه سخت و چه تلخ است که درست در یک قدمی من باشی ولی..... مهربانی هایت هنوز هم همانند گذشته شیرینند، کاش به جای سخت بودن لبخند می زدی... آنوقت شاید این تلاطم در تمام خستگی هایم فروکش می کرد... اما تو همیشه همانی که بودی، مهربان و خشن... سرد و پر حرارت... ساکت و دوست داشتنی... کنجکاو و بی تفاوت... آرام و پر هیاهو...جمع اضداد... دوستت دارم.
سحـــر خاتـــون
یاد اون روزها بخیر که یادشون قشنگتره