سحـــر خاتـــون
خاطرات را باید سطل سطل . . . ازچاه زندگی بیرون کشید . . . ! خاطرات نه سر دارند و نه ته . . . بی هوا می آیند تا خفه ات کنند . . . میرسند . . . ... گاهی وسط یک فکر . . . ! گاهی وسط یک خیابان . . . ! سردت می کنند . . . داغت میکنند . . . ! رگ خوابت را بلدند . . . زمینت می زنند . . . !!! خاطرات تمام نمی شوند . . . تمامت می کنند
سحـــر خاتـــون
ارزش باد را زمانی میفهمی که دریا را به تلاطم وامیدارد .... ارزش خاطرات هم زمانی مشخص میشود ..... که لب را میبندد .... قلب را میفشارد .... اشک را سرازیر میکند و بغض را میشکند .......
سحـــر خاتـــون
رد تیغ روی مچم داره صدام میکنه. میگه دوباره... دوباره!!!
سحـــر خاتـــون
احساس خفگی میکنم. نمیدونم به خاطر بغضه یا فشار دستشون روی گلوم... میخوام داد بزنم. جیغ بزنم و خودمو خالی کنم ولی نا ندارم! راستی میگفتی عشقم: حق دادنی نیست گرفتنیه. ولی وقتی تو یه شرایطی باشی که نتونی حقتو بگیری (به خاطر خیلی چیزا) خفه میشی. نمیبیننت. گم میشی... به خدا خسته شدم!!! کی تموم میشه این زندگی لعنتی؟؟؟
سحـــر خاتـــون
هنوز دوستت دارم ولی ترس نبودنت مانع میشه که امیدوار بمونم
سحـــر خاتـــون
هنـــــــــــــــــوز دوستت دارم... پس هسـتـــــــــم......
سحـــر خاتـــون
تو رو هر طرف رو میکنم.... میبینم
سحـــر خاتـــون
گاهی دلتنگ میشوم دلتنگ از همه ی دلتنگی ها....گوشه ای مینشینم و حسرت هایم را میشمارم و باختن ها و صدای شکستن را نمیدانم.... من کدامین امید را ناامید کردم!کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدنم؟؟؟؟؟؟؟
سحـــر خاتـــون
قسمت دادم... با بغض: جوون من تنهام نذار...تورو خدا پیشم بمون.....نمیدونی چقد دوستت دارم... نمیدونم چرا نمیتونم فراموشت کنم...هیچی نگفت و رفت..............
سحـــر خاتـــون
برای تو… نمیدانم چطور میگذرد…! اما برای من… انگار… خنجر بر گلویم گذاشته اند… اما نمیبرند… .
سحـــر خاتـــون
دیگه باورم شده ندارمت............
سحـــر خاتـــون
بهت راست میگم تو باور نکن
سحـــر خاتـــون
درست لحظه ای که ازت میبرم... تحمل ندارم شکست میخورم