سحـــر خاتـــون
غم قفس به کنار... آنچه عقاب را پیر میکند پرواز زاغ بی سر و پاست (صادق هدایت)
سحـــر خاتـــون
............................................
سحـــر خاتـــون
نه پی حرفـی برای گفتن... نه پی راهــی برای رفتـن ...خــسته است دلــم…
سحـــر خاتـــون
پشیمونم برات مغرور بودم...تو بودی و ولی با تو نبودم...تو بودی و من از تو دور بودم...
سحـــر خاتـــون
نیمکت با هم بودنمان تنهاست ! من ؛ دل نشستن ندارم .... تو ؛ دلیل نشستن ... !!!
سحـــر خاتـــون
گفتم...دوستت دارم.............ولی.........مثل نوشدارو بود بعد از مرگ سهراب.........
سحـــر خاتـــون
نبودنــــت ها را با خیـــــالِ بودنت به هم بافته ام... چه سنگین شده این شال گردن ...دارد بغضم را در گلو خفه میکند...
سحـــر خاتـــون
شاید یک روز برگشتی با دستهایت برای کشف ِ معدنی از درد، که منم ...!
سحـــر خاتـــون
فکر تخریب من نباش! به آخر که رسیدی دست تکان بده خودم فرو می ریزم...........!
سحـــر خاتـــون
تو مرا یاد کنى یا نکنى،من به یادت هستم.آرزویم همه سرسبزى توست......
سحـــر خاتـــون
بگو "می آیی" تا خیالم "تخت" شود..! . . خودمانیم روی زمین که قرار نیست بخوابی من یک آسمان آغوش را میخواهم چکار؟!!
سحـــر خاتـــون
حضور گاه گاهت بازي خورشيد با ابر است كه پنهان مي شوي گاهي و پيدا مي شوي گاهي...