سحـــر خاتـــون
نمی خواهم نبودنت
از شمارش انگشتانم بیشتر شود..
اما این روزها کاری از دستانم بر نمی آید…
سحـــر خاتـــون
تو را نه عاشقانه و نه عاقلانه و نه حتی عاجزانه که تو را عادلانه در آغوش می کشم عدل مگر نه آن است که هر چیزی سر جای خودش باشد؟
سحـــر خاتـــون
دوای درد مرا هیچ کس نمی فهمد
فقط بگو به طبیبان دعا کنند مرا
سحـــر خاتـــون
حس میکنم پیش منی وقتی که بارون میباره...
سحـــر خاتـــون
راست یا دروغ مهم نیست ! تو فقط با من حرف بزن . . . که محتاج شنیدن صدای گرمت هستم
سحـــر خاتـــون
هی...تو،يادت باشه.. زن ها خيلي خوب جنس نگاه مردها رو تشخيص ميدن...
سحـــر خاتـــون
زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ظرف امروز پر از بودن توست زندگی را دریاب
سحـــر خاتـــون
از تو هیچ نمیخواهم...گرمای نگاهت و لبخندهای مثتاقت مرا بس است...
سحـــر خاتـــون
یه امشب با من باش تا همیشه بیادت باشم یه امشب با من باش تا عاشق چشمات باشم یه امشب با من باش تا همه دنیات باشم
سحـــر خاتـــون
زمانی کوه بودم حالا دیگر آدم شده ام میرسیم به هم ..
سحـــر خاتـــون
اطرافِ خانه ام
پر است از خاکِ سرفههای بی کسی ام!
من به درک
...دلت به حالِ رفته گر ها نمیسوزد؟!!