سحـــر خاتـــون
یادته زیر گنبد کبود ، تو بودی و کلی آدمای حسود ؟ تقصیر همون حسوداست که حالا ، هستی ما شده یکی بود یکی نبود
سحـــر خاتـــون
انتظار آمدنت را صدایت را برق چشمانت را ... هر آنچه از تو در من است باز می گردانم ... اما محبوب من! من را به من باز گردان ...
سحـــر خاتـــون
چه کسی میگوید که گرانی شده است؟ ارزانیست . دل ربودن ارزان . دل شکستن ارزان . دوستی ارزان است / دشمنی ها ارزان / شرافت ارزان /تن عریان ارزان/ آبرو قیمت یک تکه نان / و دروغ از مه چیز ارزان تر/ قیمت عشق چقدر کم شده است/ کمتر از آب روان / وچه تخفیف بزرگی خورد قیمت یک انسان....
سحـــر خاتـــون
ته چشم های تو
خدا شیطنت می کند..
ته دل من
...
شیطان , خدایی ..
سحـــر خاتـــون
قبل از اینکه عاشقانه دوستش داشته باشی، بی ریا دوستش داشته باش
سحـــر خاتـــون
از کسانیکه از من مـــــــــــتنفرند سپاس. ، آنها مرا قویتر میکنند. از کسانیکه مرا دوســـــــــــــــــــــت دارند ممنونم،آنان قلب مرا بزرگتر میکنند. ازکسانیکه مرا ترک میکنند متشـــــــــــــکرم،آنان بمن می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست . از کسانیکه با من مـــــیمانند سپاسگذارم، آنان بمن معنای دوست واقعی را نشان میدهند
سحـــر خاتـــون
کی من؟! منو تغییر؟! نه، اشتباه میکنی!!! من همون آدم چند سال پیشم، فقط تنها چیزیم که تغیر کرده اینه که بهونه ای واسه خنده های بلند بلند ندارم !!!! اصلا دیگه نیازی هم بهشون ندارم!
سحـــر خاتـــون
اینکه به روت نمیارم دلیلش این نیست که خرم و نمی فهمم ، دلیلش اینه که دیگه حوصله شنیدنِ مزخرفاتُ ندارم
سحـــر خاتـــون
ای قطار!راهت را بگیر و برو!نه کوه توان ریزش دارد نه ریزعلی پیراهن اضافه!دیگر هیچ چیز مثل سابق نیست
سحـــر خاتـــون
تو رو دوست دارم مثل حس دوبارهٔ تولدت تو رو دوست دارم وقتی که میگذری همیشه از خودت تو رو دوست دارم مثل خواب خوب بچگی بغلت میگیرم و میمیرم به سادگی ......... تو رو دوست دارم مثل دلتنگیهای وقت سفر تو رو دوست دارم مثل حسه لطیف وقت سحر
سحـــر خاتـــون
چه چیز مرا آزار می دهد؟
هیچ چیز..واقعا هیچ چیز
من از زندگی ام لذت می برم
از تمام زندگی ام
حتی همین حالا که دارم دروغ می گویم
سحـــر خاتـــون
یادمان نرود: ...حافظه برای عتیقه کردن عشق نیست برای زنده نگهداشتن عشق است در عشق حرفه ای شدن ممکن نیست.
سحـــر خاتـــون
نه، نمیتوانم فراموشت کنم
زخمهای من، بیحضور تو از تسکین سر باز میزنند