سحـــر خاتـــون
چون غباری به جا از کاروانم..
سحـــر خاتـــون
حالا مي فهمم که چرا اول قصه ها مي گقتند يکي بود يکي نبود . اين قرار بود داستان زندگي ما باشد . هميشه همين بوده . يکي بود يکي نبود .در اذهان شرقي مان نمي گنجد با هم بودن . با هم ساختن . براي بودن يکي ، بايد ديگري نباشد.
سحـــر خاتـــون
زندگی، جهنمی بیش نیست با خاطراتی جسته و گریخته از رویای خوشبختی در گذشته هایی دور. ایتالو کالوین
سحـــر خاتـــون
رفتن بهانه نمی خواهد بهانه های ماندن که تمام شود کا[!]ت......!!!!!!!!!!
سحـــر خاتـــون
در مثال دوستت دارمت... چون ماهی، عاشق دریا... تاب ماندن تنگ ندارد... من نیز... به هوای نفست... ...بی تاب بودم... پنداری... همه سراب بود... دوست داشتنت... کافی ست... همان تنگ ماهی...مرا...
سحـــر خاتـــون
بدترین کاری که ما با آدما میکنیم اینه که
یه دنیا پر از خاطره براشون میسازیم
و بعد
تنها توی این دنیا رها شون میکنیم
سحـــر خاتـــون
وقتی تو رو از دست دادم، اشکی نریختم! چون تموم اشکهام رو برای بدست آوردنت ریخته بودم ...
سحـــر خاتـــون
اسمش نه عشق است؛ نه علاقه؛ نه حتی عـادت؛ *********حماقت محـــض است !********* دلتنگِ کـسی باشی؛ که دلش با تـو نیست !!!
سحـــر خاتـــون
آرامــــــــ ِ جانمـــــــ که رفت نا آرامـــــــــــ شدمـــــــ .... مُـــــــســـَــــکــــِّــن نـــــــــــــمیخوامـــــــــ بوســـــه ای آرامــــــ بخش ...... برایمـــــــ تجـــــــویز کن....!!!
سحـــر خاتـــون
دیشب قصه ات را برای کسی میگفتم باز دوباره ...... عاشقت شدم
سحـــر خاتـــون
از هرچه ترسیده ام ... سرم آمده است ...
؛
کاش ... ترسناک بودی
سحـــر خاتـــون
رد پاهایم را پاک میکنم به کسی نگوئید من روزی در این دنیا بودم . خدایا میشود استعفا دهم ؟ کم آورده ام .......
سحـــر خاتـــون
شعبده یعنی تو ، چشم بر نمی دارم و گم می شوی... به همین سادگی.
سکوت
15 سال و 3 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 40 دقيقه قبلسکوت
15 سال و 3 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 12 دقيقه قبلهیسسسسسسسسسسسس
15 سال و 3 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 8 دقيقه قبل