سحـــر خاتـــون
گل نازم دلم تنگه....نذاشتن پیش هم باشیم ، باید هر دو جدا از هم شریک درد غم باشیم .... دلم تنگه واسه چشمات...... دلم تنگه گل نازم منم مثل تو دلگیرم ، میدونم عاقبت یک شب از این دلتنگی میمیرم......... دلم تنگه گل نازم نگی از تو جدا بودم اگه پرسیدن اون کی بود نگی من بی وفا بودم دلم تنگه واسه چشمات........ گل نازم دلم تنگه.....
سحـــر خاتـــون
اغوش...!!! . ترکیب پیچیده ای ست...!!! . از من...!!! . و خیال تو...!!! . که هر شب...!!! . مثله سایه...!!! . روی دیوار خانه...!!! . می افتد...!!!
سحـــر خاتـــون
کاش دل آدمها ، بدون تجربه میفهمید : که دلبستن به کلاغی که دل دارد بهتر از دل باختن به طاووسی است که فقط ظاهر زیبا دارد
سحـــر خاتـــون
گفته بودی که چرا محو تماشای منی!؟ و آنچنان مات، که یکدم مژه بر هم نزنی...!؟ مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود، ... ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی..
سحـــر خاتـــون
از یه دوستی پرسیدن سیگار رو ترک کردی؟گفت آره. دوماه و 5 روزه که نمی کشم. گفتن تا وقتی روزاشو بشماری یعنی هنوز ترک نکردی. حکایتِ تموم کردنای ماست..
سحـــر خاتـــون
از دست خودم خسته شدم... از اینکه یهو چشمم بهت بیفته و به جای خوشحال شدن از دیدنت دلم بگیره کلافه شدم... دارم دیوونه میشم وقتی که میبینم هستی ولی پیش من نیستی... چرا؟؟ مگه کی هستی که هنوزم نتونستم فراموشت کنم؟؟؟
سحـــر خاتـــون
امروز...الان...همین لحظه...دقیقا همین لحظه ای که داره میگذره...کاش پیشم بودی...از تکرار جمله "دلم برات تنگ شده" خسته شدم...کاشکی الان کنارم بودی...مثل اون وقتا تا میدیدی نمیتونم حرف بزنم و اشک تو چشمام جمع شده بغلم میکردی...نه اینکه آغوشت از ته دلت باشه ها! دیگه شناختمت! میدونم که دوستم نداری...ولی....... برای دلخوشی من... تو هم هیچی نمیگفتی و فقط بغلم میکردی... آرومم میکردی...الکی میخندم...خودمو بی تفاوت نشون میدم... انگار نه انگار که عاشقتم...انگار نه انگار که هنوزم که هنوزه تو دلم جاداری... مثلا فراموشت کردم...ولی تو باور نکن... میدونم دیگه به من فکر هم نمیکنی...میدونم دلت یه جای دیگست... ولی اینم بدون که دل منم پیش توئه...حتی اگه مواظبش نباشی. حتی اگه دعواش کنی . پرتش کنی یه گوشه. ولی بازم دل کوچیکم شبا کنارت میشینه و دعات میکنه. بوست میکنه. بغلت میکنه و به خواب میره...الان و توی همین لحظه... این جمله ها رو مغزم نمینویسن. دلم مینویسه... بدون یه ذره مکث و فکر... اینا همه احساسیه که نمیتونم تو چشمات ذل بزنم و به زبون بیارم...کاشکی پیشم بودی و همه اینا رو تو چشام میدیدی...
سحـــر خاتـــون
یه وقــــتایی که دلت گــــرفته، بغض داری، آروم نـیستی، دلت بـــراش تـنگ شده حــــوصله هـیـچـکسو نــــداری ... به یــاد لحظه ای بیفت کـه اون هــمه ی بی قــــراری هــای تــــو رو دیــــــد، امـــــــا چـشمـاشـو بست و رفــت. . .
سحـــر خاتـــون
میترسم...! از روزی که ... بخاطر عشقی که به تو داشتم ... به خودم بخندم!
سحـــر خاتـــون
هـــــــر نفـــس ، درد اســـت که میکشـــم !!! ای کــاش یا بـــــــــــودی ، یـــــا اصـــلا نبودی !!! ایـــــن که هســـتی و کنــــارم نیســــتی ... دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد...
سحـــر خاتـــون
سیگارو گذاشته بودم زیر لبام گفتم هی یارو !آتیش داری؟جواب داد: توی جیبم که نه!ولی تو دلم آره، به کارت می آید؟گفتم بده همدردیم!
سحـــر خاتـــون
در کـــافـــه . . . کنج دیوار . . . روبـــروی هم !! و چه خوبــــ . . . قهوه را نخوردیم !! حرفهایتـــــ . . . به اندازۀ کــافـــی تلخ بـــود . . . / .
سحـــر خاتـــون
می گویند لیاقت نداشت.... نمی دانند که تو فقط.... دوستم نداشتی… همین!!
وااااااااااااااااااای بازم بهونه بازم خاطرههههههههههههههههههههه
14 سال و 14 روز و 20 ساعت و 53 دقيقه قبل
14 سال و 14 روز و 20 ساعت و 45 دقيقه قبل