کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
غمها را یکی یکی سر بریدم کوبیدم، له کردم، به هم آمیختم هفت قسمت کردم، به هفت دریا ریختم. با اولین آه، باران بارید. همه کنارم نشسته بودند، بی کم و کاست.
کوه یخ
بوسیدن، حقه ای عاشقانه س. واسه متوقف کردن مکالماتی که زیادی احمقانه شدن.
کوه یخ
در هم گره مـے خورند, مـے پیچند ...میبینـے ؟... وقتـے نیستـے حتـے موهایم هم بـے تابـے مـے ڪـنند
کوه یخ
گاهی وقتها آدم دلش ميخواد با يکي، دو کلمه حرف بزنه...! ولی خُب اگر يکي نباشه که اون دو کلــمهی اونو بشنـوه، میدونی چی میشه؟ با خودش میگه...من چرا بايد دنبال يکی باشم که باهاش دو کلـمه حـرف بزنم؟ اصلا خـودم میتونم با خودم بـيشتر از دو کلمه حـرف بزنم و حرفای خودمو بهتر بفهمم... کــسی که به اينــجا برســـه، نه مــیگَرده نه مــــیخــواد...!
کوه یخ
چترها دروغ می گویند //زیر باران باید رفت ! //زندگی سوء تفاهم شده است// عاشقی باید کرد !
کوه یخ
حس اون بچه یتیم زشتی که تو یتیم خونه کسی به فرزندی قبولش نمی کنه
کوه یخ
اینهایی ک دیگران رو بخاطر نظر متفاوت وگاه مخالف بلاک می کنند ، دیکتاتور هایی هستند ک هنوز دستشون ب صندلی قدرت نرسیده.... بعضی از ما چ قابلیت های ترسناکی داریم....
کوه یخ
یادداشتی از پوریا عالمی در مورد انتشار عکس نعیما اشراقی : دیدگاه