کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
مورد داشتيم تو سلام کردن ميخواست سبقت بگيره ، گشت نا محسوس خوابوندش ...
کوه یخ
به لقمان گفتند سیگار داری؟ گفت نه.... من فقط بی ادبم
کوه یخ
خاطره ای خوندنی از اولین عشق یه دختر:چند روز مونده بود به عید اومد سر راهم... یه تنگ کوچولوی ماهی واسم خریده بود که یه ماهی کوچولوی قرمز توش بود... یه روبان قرمزم بسته بود دور گردن تنگ ماهی ... اون موقع باهاش قهر بودم... ینی کات کرده بودیم... بهم گفت درسته با خیلیا بودم و بهت بد کردم ، ولی تورو واقعن دوس داشتم ...نتونستم تنگ ماهی رو ببرم خونه... اون موقع مث الان نبود که مساله ی دوستی پسر و دختر جا افتاده باشه ... گذاشتمش سر کوچمون... کلی گریه کردم ...
کوه یخ
اگه بخوام از کسی خاسگاری کنم دوست دارم مثه ناصر ملک مطیعی تو فیلم قدیمیا وقتی کاسه نذری رو براش پس ببرم اخم کنم به زمین نگاه کنم و بش بگم: آره ضِعیفه خاطرتو خیلی میخوام بوق سگ ننمو میفرستم حرفتو بزنه زت زیاد... بعدش تیتراژ بیاد
کوه یخ
ﺑﻌﻀــــﯽ ﻭﻗﺘــــﺎ ... ﺑﻌﻀــــﯽ ﺁﻫﻨﮕـﺎ ... ﺧﯿﻠــــﯽ ﻧﺎﻣــــﺮﺩﻥ ...
کوه یخ
نگه داشتن دم ماهی و قلب یک زن از مشکل ترین کارهای دنیاست... البرت اینیشتین
کوه یخ
محل تلاقی دو دنیای متضاد: صحرای نامیبیا (آفریقا) و اقیانوس اطلس