یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی ؛ اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته و هر چند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و زیر لب میگه : لیلا … لیلا … لیلا … مرد میپرسه : این آدم چشه ؟ میگن : یه دختری رو میخواسته به اسم لیلا که بهش ندادن ، اینم به این روز افتاده ! مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن و مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالیکه سعی میکنه زنجیرها رو پاره کنه با خشم فریاد میزنه : لیلا … لیلا … لیلا … بازدید کننده با تعجب میپرسه : این یکی دیگه چشه ؟ میگن : اون دختری رو که به اون یکی نداده بودن ، دادن به این !!
یادش بخیر یه زمانی فقط یکی بود که هروقت میرفتم پروفایلش تمام پستهاشو با دقت و لذت میخوندم دیگه کاربریش حذف شده خیلی مورد نامهربانی دنبالر هم قرار گرفت واقعن دیگه مثل اون نداریم براش ارزوی موفقیت میکنم @reza p کیا ازش یادشون میاد؟