هر چند وقت یک بار با پسرهای زیادی توی امریکا زندگی میکنند بدون اینکه ازدواج کرده
باشن و حتی نوه هاش با دوست پسرهاشون میان به دیدن بابابزرگ (عباس) و جلوی بابابزرگشون هم لب و لوچه همدیگه رو میبوسن و وقتی عباس یاد اون روزها میافتاد کلی خودش رو سرزنش میکنه و شرمنده میشه و همه ثروت و دارایی های الانش رو، مدیون همون زری میدونه که چقدر کتکش زده......
ادم ابتدا که متولد میشه مثل موم نرم و منعطفه و هر چی میگذره سختتر میشه اقای لاریجانی منم اینو تو اطرافیانم قبلن تجربه کردم هر صفتی که جوانی داشتن حتی روزهای پایانی زندگی هم نتونستن ترکش کنن
تکلیف رابطه ت برات مثل روز روشن باشه، صلوات اینکه بدونی دقیقن برای طرفت اولویت چندمی اینکه بدونی زیدشی، دوس دخترشی، مخصوص رختخوابشی، دوس پسرشی، کیف پولشی، راننده شی، بالاخره کدومشی؟ از همه مهمتر.... تو آبنمک نخوابونده باشدت، بلند صلوااااات!!!!!
دیدی یه وقتایی یکی خیلی پسر/دختر خوبیه ؟ همه خیلی دوسش دارن ولی اون همیشه تنهاس، چون همه فقط دوسش دارن و هیشکی عاشقس نیس! بعدم یه روزی یکی میاد تو زندگیش و دلشو میشکنه و میزاره میره ، اونوقت اون تنهاتر از همیشه میمونه ، بازم همه دوسش دارن اما هیشکی عاشقش نیس ! خعلی درد داره
در روزگارانی دور، غریبی وقت اذان وارد قریه ای شد و برای نماز به مسجد رفت. امام جماعت را دید یک دست و یک پا ، که یک گوشش بریده بود و یک چشمش از کاسه درآمده . از ریش سپیدی، علت پرسید. پیرمرد لبخندی زد و گفت : راه خطا رفت، به حکم شرع پایش را قطع کردیم. دزدی کرد، دستش را بریدیم . گوش به خطا سپرد ، گوشش را کندیم ، و چشم به نامحرم دوخت، چشمش از کاسه درآوردیم. مرد طعنه زد : با این همه فضیلت، چطور امام جماعتش کردید ؟؟؟ پیرمرد سری تکان داد و گفت : آخر، اگر جلوی چشم مان نبود، وقت نماز کفش هامان را می دزدید. لطفا، هیچ مپندارید که این حکایت بدان آوردم که احمدی نژاد عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام شده…….