دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کوه یخ

کوه یخ
مرد - مجرد
امتیاز: 7083

دنبال‌شدگان

(886 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(685 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

کوه یخ
کوه یخ

باور کن دیدن هر بامداد اتفاق ساده‌ای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشک‌ها بیخود شلوغش نمی‌کنند!!

آیدا
زر.jpg آیدا

عاشق پاییز شده ام از فصل بی برگ زندگی ، فصل خالی از برگ خاطرات خسته ، فصل پر "مهر" حضور تو ، فصل" آبان" اشتیاق تو ، فصل " آذر " چشمان تو ، من عاشق پاییز شده ام به اقرار یک پرستوی مهاجر ، شاعر لحظه های سبز حضور تو می شوم و نقاش درخت قامت تو ، من عاشق پاییز شده ام . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
کوه یخ
کوه یخ

دوز دخدرم نداریم که از شرش راحت شیم [فایل]

این ارسال را بازنشر کرده است.
کوه یخ
کوه یخ

دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت... کی شــود پیش قــدم های تــو اسفـند شوم !؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
mohammad
mohammad

لنگه های چوبی درب حیاطمان؛........ گر چه کهنه اند و جیرجیر می کنند؛........... ولی خوش به حالشان که لنگه ی هم اند ...........«مرحوم حسین پناهی»

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
کوه یخ
کوه یخ

به من شلیک کن حتی اگر به هدف هم نزنی برایت خواهم مرد . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
کوه یخ
کوه یخ

چه تنهایی عجیبی! پدر خیال می­کرد آدم وقتی در حجره­ خودش تنها باشد، تنهاست نمی­دانست که تنهایی را فقط در شلوغی می­شود حس کرد. عباس معروفی | سمفونی مردگان

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
کوه یخ
کوه یخ

تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید /تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد

این ارسال را بازنشر کرده است.
کوه یخ
کوه یخ

وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند.... زلزله زدگان دیگر به زلزله نمی اندیشند وفقط می خواهند لحظه های جاودان را به یاد بیاورند.نام های قهرمانان بی نشان ، معمولی هستند. اما یادشان تا ابد در تاریخ چین باقی خواهند ماند.. ناجیان تلاش می کردند جنازه را بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند. چند ثانیه بعد، سرپرست گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یک بچه اینجا است. بچه زنده است. وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت دختر سه - چهار ماهه ای از زیر آن بیرون کشیده شد.نوزاد کاملا سالم و در خواب عمیق بود. او در خواب شیرینش نمی دانست چه فاجعه ای وطنش را ویران کرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قربانی شده است. مردم وقتی بچه را بغل کردند، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده می شد: عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz.kh
1324076060_39099.jpg farnaz.kh

@کوه یخ تند رفته است کودکی های من با دوچرخه قزاضه ام که همیشه ی خدا پنچر بود …

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz.kh
sRJLKkC2tb.jpg farnaz.kh

اون موقع ها یه عده با چادرای ماماناشون تو کوچه خاله بازی میکردن ، یه عده دنگی دنگی توپ دولایه میخریدن ، مامان های مهربون با آب سرد کهنه بچه میشستن ، بوی نون پنیر و نارنگی تو کیفای مدرسه … همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه بزرگ شدیم !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
کوه یخ
کوه یخ

می خواستم به خاطر تار شکسته ام؛ تاری ز گـیسوان تـو پیدا کنـم، نـشـد /می خواستم که کاسه ای از شربت جنون؛خیراتی قبیله ی مجنون کنم ، نشد /می خواستم به گوشه ی زندان انتظار؛ پلک حریص پنجره را وا کنم ، نشد/ می خواستم به یاد غرور شکسته ام؛ آیینه را فدای تـماشـا کنم ، نشد

این ارسال را بازنشر کرده است.