ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
دوباره سیبی بچین حوا،خسته ام بگذار از این جا هم بیرونمان کنند!!!
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
یک ساعت که افتاب بتابه خاطره آن همه شب ها ی بارانی از یاد میره این است حکایت آدم ها ...فراموشی..........
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
تو ای زیباتر از خورشید زیبا , تو ای والاترین مهمان دنیا, بدان آغوش من باز است , شروع کن ، یک قدم باتو , تمام گامهای مانده اش با من.
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
گاه سکوت معجزه میکند... و می آموزی که همیشه <بودن> در فریاد نیست
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
گـــاهی بـاید به دور خـود یکــ دیــوار تنهــــایی کشید نـه بـرای اینکـه دیگـــرانــ را از خـودتــ دور کنی بلکـه بـــرای اینکه ببینی بــرای ـ چه کســـانی اهمیتــ داری...... کــه اینــ دیوار را بشکنند...
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
تو به افتادن من در خیابان خندیدی و من همه ی حواسم به چشمان مردم شهر بود که عاشق خنده ات نشوند...
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
"زن بودن" هر تکه از وجودت رو پیش مردی جا گذاشتن نیست برای یک مردبا تمام وجود بودنه و " مرد بودن " اثبات مردانگیت به تمام زتان عالم نیست برای یک زن کامل بودنه.
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
یارو میخواسته بچش رو نصیحت کنه! میگه: چند سالته؟ میگه: 16 سال ! میگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
چه بسيار" انسان ها "ديدم ، تنشان لباس نبود و چه بسيار "لباس ها"ديدم که انساني درونش نبود
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
روی تخته سنگی نوشته بود: "اگر کسی عاشق شد چه کند؟" من هم زیر آن نوشتم: "باید صبر کند". برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته من کسی نوشته بود: "اگر صبر نداشت چه کند؟" من هم با بی حوصلگی زیر آن نوشتم: "بهتر است بمیرد" برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ی باشد، اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم!
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
حالا که آزادی ها بیشتر شده, حالا که پدر مادرا اسم دوست دختر,دوست پسرای بچه هاشون رو گذاشتن نامزد! حالا که خونواده ها برای نجات پسراشون از فساد و نجات دختراشون از بی شوهری خیلی اجازه ها به بچه هاشون میدن انگار دیگه هیچکس عاشق نمیشه ... همه برای فرار از تنهایی,کم نیاوردن,چشم و هم چشمی یا دلایل نامعلوم دیگه فقط از یک رابطه ناتمام به یه رابطه ناموفق دیگه میرن و داستان این روابط دو روزه رو توی تک جمله های تلخ روی دیوارهای دنیای مجازیشون فریاد می زنن انصافا" همون یواشکی ها بهتر نبودن؟
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
وقتی چترت خداست بگذار ابر سرنوشت هرچه میخواهد ببارد
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
ما بخار شيشه ايم نازمون كني اشكمون درمياد چه برسه فراموشمون كنی
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﮔﺎﻫﯽ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ، ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺁﻭﺭﺩ