ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
مچاله کن ،بشکن ،بند بزن، خط بزن ، خلاصه راحت باش، ارث پدرت که نیست دل تنهای من است!
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
دست از پا خطا کنی ، " تعــویض " میشوی ... ! مراقب باش ؛ همین حوالی کسی " شــبیه " توست ... !
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
انان که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند هرگز هراسی از فراموشی ندارند چرا که جاودانند.
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست. عشق آنست که يکي چتري باشد براي ديگري و او هرگز نداند که چرا خيس نشد..
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم/ آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
اين روزا مردم يه جوري زيرآبي ميرن که دلت ميخواد بهشون بگي , من نگاه نميکنم بيا بالا يه نفسي بکش لااقل خفه نشي
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
سلام مرا به مردان دنيا برسانيد؛ و بگوييد مرا به نامردان هيچ احتياجي نيست... من از مردان اين سرزمين مردترم آن زمان که ميگويند "دوستت دارم" و روز بعد مي گويند ببخشيد که دروغ گفتم....
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
بازي ها هميشه دلچسبند اما باور کن با دلِ کسي بازي کردن زشت ترين بازي دنياست
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
فاصله ات را با آدم ها رعايت کن، آدم ها غير قابل پيش بيني هستند، يکدفعه ميزنند روي ترمز
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
شب امتحان خوابگاه دخترا : شب امتحان خوابگاه دخترا : چهار بار دوره کردم ..میفهمی چهاربار.. نتونستم دوره پنجمو بزنم! مهناز جون اون کتابو بده به من(صدای هق هق و گریه) شب امتحان خوابگاه پسرا: ( ساعت ۲ نیمه شب همراه با دود قلیون ) بوزینه مگه بهت نمیگم رد بده! شاهش دست من بود!
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
خدایا حكمت قدمهایی را كه برایم بر میداری آشكار كن تا درهایی را كه به سویم میگشایی ندانسته نبندم و درهاییكه به رویم میبندی به اصرار نگشایم
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
مدام گفتی خیالت تخت من وفادارم؛ و من چه ساده لوحانه خیالم را تختی کردم برای عشق بازی تو با دیگری
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
رفاقت ايستادن زير باران و با هم خيس شدن نيست ،رفاقت آن است كه يكي براي ديگري چتر شود و ديگري نفهمد كه چرا خيس نشد
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
به سلامتی اونایی که تو این هوای دو نفره با تنهاییشون قدم میزنن