ѕнιмα
خود را به که بسپارم...وقتی که دلم تنگ است...پیدا نکنم همدل...دلها همه از سنگ است...گویا که در این وادی...از عشق نشانی نیست...گر هست یکی عاشق...آلوده به صد رنگ است.
ѕнιмα
حال بازیگری را دارم که نقشش را در این نمایش دوست ندارد، فقط ادامه میدهد چون بودن در این نمایش را میخواهد!!!
ѕнιмα
حالا ديگر نه از حادثه خبري هست و نه از اعجاز چشم هاي آشنا ! از دلتنگي كه بگذريم ، " تنهـــــايي" تنها اتفاق اين روزهاي من است ....
ѕнιмα
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من، من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد...
ѕнιмα
ای عشق مدد کن که به سامان برسیم، چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم، یا من برسم به یار و یا یار به من، یا هر 2 بمیریم و به پایان برسیم....
ѕнιмα
بچه که بودم می گفتند : روباه ها نقشه می کشند و میدزدند گرگ ها زوزه میکشند و می دَرَند،خوک ها ........ امّا حالا من موجود عجیبی کشف کرده ام که همه ی این کارها را با هم میکند،" آدمــــــــــــی" را می گویم!
ѕнιмα
مات به حالتی میگن که شاه با اوون عظمتش نمیتونه کاری کنه!.... مااات خوبیاتم!!!