Shahdad
يك زمان درخود نمي گنجيدي ازعشقش دلا پس چه شد كو آن همه شورونشاط وحالها؟ ؟؟؟ .... قـصّه هجـران خود با يار ديــرين باز گو پــاك گـردان از وجود ناب ،قـيل و قـالها..
Shahdad
اینـ بـــار کــــه آمدیــــ دستـانتـــ را رویـــــ قلبــــمـــ بــگـــذار تـــــا بفهمـیــ اینــــ دلــ بـا دیدنـــــ تــو نمــی تپـد ... میلــــــرزد !!!
Shahdad
دیگر از تنهایی خسته ام به کلاغ ها زیر میزی میدهم تا قصه ام را تمام کنند.
Shahdad
دلم یک عالمه سادگی می خواد کسی می دونه کجا پیدا میشه؟؟؟
Shahdad
خاطره ها را رشوه میدهم به روز هایم تا از بی تو بودن ،صدایشان در نیاید…
Shahdad
فکرهای کوتاه صبری طولانی صدایی در باد زمستان میشوم گاهی... روزهای رفته ماه های مانده تقویم ام بی تاب دلم تنگ میشود گاهی..
Shahdad
قرارمان یک مانور کوچک بود… قرار بود تیرهای نگاهت مشقی باشد…اما ببین یک جای سالم بر قلبم نمانده است…!!!!
Shahdad
کاش باران بگیرد ... کاش باران بگیرد و شیشه بخار کند و من همه ی دلتنگیهایم را رویش "ها" کنم و با گوشه ی آستینم همه را یکباره پاک کنم ... و خلاص.
Shahdad
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم ترا پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز ترا در آسمانها می کشید وقتی عطش طعم ترا با اشک هایم می چشید من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد من بودم و چشمان تو، نه آتشی و نه گلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی..
Shahdad
تو را دوست دارم در این باران میخواستم تو در انتهای خیابان نشسته باشی من عبور کنم سلام کنم لبخند تو را در باران میخواستم میخواهم تمام لغاتی را که می دانم برای تو به دریا بریزم دوباره متولد شوم دنیا را ببینم رنگ کاج را ندانم نامم را فراموش کنم دوباره در آینه نگاه کنم ندانم پیراهن دارم کلمات دیروز را امروز نگویم خانه را برای تو آماده کنم برای تو یک چمدان بخرم تو معنی سفر را از من بپرسی لغات تازه را از دریا صید کنم لغات را شستشو دهم آنقدر بمیرم تا زنده شوم…
Shahdad
هنوز هم ، حوالی خواب های شبانه ام پرسه میزنی لعنتی !! دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم…
Shahdad
لقمان را گفتند پارك دوبل از كه آموختی.........؟ گفت از دختران..
Shahdad
بعضی اوقات حسرت وجود یه آدمی مث خودمو تو زندگیم میخورم ! واقعا خوش به حالتون …
Shahdad
هرچه از دست ميرود بگذار برود چيزي كه به التماس آلوده باشد نمي خواهم،هرچه باشد، حتي زندگي!!
Shahdad
این روزهــــــــــا از (( سنگــ شدنم )) حرف میزننـــد !! سنگـــــــی که برای تو از هـــر خـــ ـاکی ، خـــ ـاکی تر بود !!