Shahdad
لعنتـــــــــــی دلــــــم اگـــر بــرای ِ تــو تـنگ مـی شــود ببخـش ! ... روزم ایـن گـونه ، قـشنـگ مـی شـود... میفهمی !!
Shahdad
یک فنجــان درد دل بدون شکـــ ـ ـ ـر بــرای تـــــــو آورده ام بنوش ؛ تا از دهــان نیفتاده بنوش ـ
Shahdad
همیشه لبخند می زنـــم لبخندم هنــــوز نمک کـــم دارد . . . با کمـی نمــک آن را به روی کسی می پاشــم که " نمـک نشناس " بــــود . .
Shahdad
ریل ها فاصله ها دو خط انزوا امتداد لحظه ها دست تکان دادن ها غرق شدن در خاطره ها مرزهای خود بینی رهگذر فاصله ها دو نگاه نگران چشمهای خیس بی نهایت ابدیت انتها..
Shahdad
مثل شعری عاشقانه ، خواندنت را دوست دارم مهمان قلب من باش، ماندنت را دوست دارم آسمان صاف و ساده ، آبی ات را دوست دارم دور از ابر سیاهی ، نابیت را دوست دارم نیمه ماهی ، کنج شبها ، دیدنت را دوست دارم چون گل خوش رنگ و خوش بو ، چیدنت را دوست دارم من سلام گرم اما ، ساده ات را دوست دارم آن نگاه بر زمین افتاده ات رادوست دارم چشمهای از وفا آکنده ات را دوست دارم گل بخند ، آرام آرام خنده ات را دوست دارم آنهمه بخشندگی ، افتادگی را دوست دارم تا تو هستی در کنارم زندگی را دوست دارم
Shahdad
بــــازار ِ سنـگــــ فروش ها کـجـــاسـت؟ به دنبال ســـنــگی کـمـیـابـم! آیــا ســـنـگــــ ِ صــبـور هــم مــی فــروشنـد؟!!
Shahdad
یه اتــاق آبـــــــی دارم یه دل ســـــــاده ساده تا حالا فکــرشو کردی؟ که دلــــم دل به تو داده روی طـــــرح آبـــــی دل نقش عشقت بی نظیره از همــــون نگــــــاه اول دل به عشـــق تو اسیره تــــوی تابلـــوی رو دیوار عکس مـــاهت توی قابه همیشه هم نفسم باش این خــــودش انــــد ثوابه تـــــوی قلب عاشق من عشــــق پاکت موندگاره همـــدلم ، هم آشیونم با تــــو، پاییـزم بـــهاره
Shahdad
چقدر جالب!!! تولحظه های داغونی فقط یه نفر میتونه آرومت کنه.. اونم کسیه که داغونت کرده!!
Shahdad
بی هیچ صدائی می آیند زمانی که نمی دانی در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و بی هیج نشانی از دلت می گریزند تا تمام چیزی که به یاد می آوری حسرتی باشد به درازای زندگی چه قدر بی رحمند رویاهـا . .
Shahdad
خیلی حالش خراب بود از زمین و زمان بریده بود رفتم تو زندگیش … خیلی طول نکشید که حالش خوب شد تشکر کرد و رفت…!!
Shahdad
کاش میدانستی که میخواهم اما "نمیشود" یعنی چه...
Shahdad
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست حق با سکوت بود صدا در گلو شکست تا آمدن با تو خدا حافظی کنم بغض امان نداد و خدا... در گلو شکست
Shahdad
دلم تنگ است برای کسی که نمی داند... نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم... می دانم که اگر نزدیکش شوم، دور خواهد شد.... پس بگذار که نداند بی او تنهایم... دور میمانم که نزدیک بماند...
Shahdad
ضــَربـہ آخر را ♥خـــــــــــــُدایـَم♥ زد آن موقـعـی كـه براے رَفتَنت استخاره زدم و خـــــــــــوب آمد ... یـــــــــــــادم می مونه خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
Shahdad
اگر... اگر... اگر... اگر خواستی بیایی من همان جایی هستم که بودم همان جایی که رهایم کردی ..