دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Shahdad

خوبم...باور کنید... اشکها را ریخته ام...غصه ها را خورده ام... نبودنها را شمرده ام... ... درباره »
Shahdad
مرد - مجرد
امتیاز: 624.75

دنبال‌شدگان

(270 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(246 کاربر)

گروه‌ها

(26 گروه)

بازدید

Shahdad
smstak-8.jpg Shahdad

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این ســـینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!

Shahdad
mahnaz123.jpg Shahdad

باز هم شب آماده شب لباس سیاهه خود را به تن کرده سیاه تر از همیشه همه خوابند ولی‌ چشمهای من خواب را نمیخواهند من از شب هراسانم ستاره ای دیگر نیست مهتاب هم بخواب رفته من بیدار به انتظار مهتاب شبی‌ مهتاب خواهد آمد باز هم انتظار چند سال از این انتظار می‌گذرد؟ ده، بیست، سی،……

Shahdad
smstak-9.jpg Shahdad

نسیم وصل وقتی بوی گل می داد حس کردم که این دیوانه پرپر می کند یک روز گل ها را خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست نباید بی وفایی دید نیرنگ زلیخا را کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را چه خواهد کرد با ما عشق پرسیدیم و خندیدی فقط با پاسخت پیچیده‌تر کردی معما را

Shahdad
smstak-13.jpg Shahdad

دیشب خواب چشماتو دیدم خواب نگاه پر معنا تو دیدم توی بارون قدم به قدم منو تو کنار هم من با باله پرواز توی اوج آسمونها تو با گرمای حرفات توی دل ابرا سرمای خیسه بارون روی شونه هام گرمای حرفات روی نفسام تاریکی‌ شوم شب اومد سراغم ترس از دوری چشمات اومد سراغم لحظه وداع چشمات دوری از گرمای نگات پرندهٔ نحس صبح اومد سراغم لمس پرهاش کرد بیدارم نگاه من به اتاق خالی‌ خالی‌ از اون رویای خیالی

Shahdad
smstak-12.jpg Shahdad

باد به نوازش گیسوان من بیا و فریاد مرا با خود ببر بی‌ وفا یان را به تو سپرده ام آنان که در دل خود سنگ رو یانده بودند و تنهایی را به من آموختند و آنان که خود از سنگ بودند و آتش را در دل من بر افروختند

Shahdad
لات.jpg Shahdad

پیداست هنوز شقایق نشدی زندانی زندان دقایق نشدی وقتی که مرا از دل خود می رانی یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی زرد است که لبریز حقایق شده است است که با درد موافق شده است تلخ عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است

Shahdad
12303_wallpaper280.jpg Shahdad

کودک زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن. و یک چکاوک در مرغزار نغمه سر داد. کودک نشنید.او فریاد کشید: خدایا! با من حرف بزن صدای رعد و برق آمد. اما کودک گوش نکرد. او به دور و برش نگاه کرد و گفت خدایا! بگذار تو را ببینم ستاره ای درخشید. اما کودک ندید. او فریاد کشید خدایا! معجزه کن نوزادی چشم به جهان گشود. اما کودک نفهمید. او از سر ناامیدی گریه سر داد و گفت: خدایا به من دست بزن. بگذار بدانم کجایی.خدا پایین آمد و بر سر کودک دست کشید. اما کودک دنبال یک پروانه کرد. او هیچ درنیافت و از آنجا دور شد. جدایی درد بی درمان عشق است جدایی حرف بی پایان عشق است جدایی قصه های تلخ دارد جدایی ناله های سخت دارد جدایی شاه بی پایان عشق است جدایی راز بی پایان عشق است جدایی گریه وفریاد دارد جدایی مرگ دارد درد دارد خدایا دور کن درد جدایی که بی زارم دگر از اشنایی

Shahdad
innerchild13.jpg Shahdad

اگه نیایی می دونم آسمون رنگ چشای تو داره می دونی شب مهتابی پیش تو کم می یاره می دونم مرغهای ساحل واسه تو دم میزنن می دونی شن های ساحل واسه تو جون میبازن می دونم اگه بری همه اونا دق می کنن می دونی بدون تو یه کنج غربت میمیرم می دونم با رفتنت آرزوهام سراب میشه می دونی اگه نیای بدون تو چه ها میشه می دونم اگه بخوای می تونی باز تو بیای تو بیای پا بزاری بازم روی دوتا چشام

Shahdad
delkhasteh.jpg Shahdad

به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر شعرم نشکفته خشکید ! به حرمت اشک ها و گریه های سوزناکم. نه تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! میبنی قصه به پایان رسیده است و من همچنان در خیال چشمان زیبای تو ام که ساده فریبم داد! قصه به آخر رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !

Shahdad
1348142482837651_large.jpg Shahdad

می دونی دل عاشق در مقابل دل معشوق بی دل ، مثل چیه ؟ دل عاشق مثل یه لامپ مهتابی سوخته است . دلتو می اندازی زمین . جلوی پای دلبرت . می بینتش . سفیدی و پاکیشو . میبینه چقدر ظریفه. می بینه که فقط واسه اونه که می تپه . فکر میکنین معشوق بی دل چی کار می کنه ؟ میاد جلو . جلو و جلوتر . به دل عاشقش نگاه می کنه . یه قدم جلوتر میذاره . پاشو میذاره روش . فشارش می ده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش می ده . می دونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه ؟ دل عاشق میشکنه ، خرد می شه . نابود میشه . ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمی رسونه . پاشو نمی بره و زخمی نمی کنه . بلکه به کف پاهای قاتلش بوسه می زنه.

Shahdad
g1hclcpzslz1vr4tvsbc.jpg Shahdad

باید فراموشت کنم / چندیست تمرین می کنم / من می توانم ! می شود ! / آرام تلقین می کنم /حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ….تا بعد، بهتر می شود …. / فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم /من می پذیرم رفته ای / و بر نمی گردی همین ! / خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم / کم کم ز یادم می روی / این روزگار و رسم اوست ! / این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم.

Shahdad
String_on_finger.jpg Shahdad

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم… بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد… خسته شدم بس که تنها دویدم… اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن… می خواهم با تو گریه کنم … خسته شدم بس که… تنها گریه کردم… می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم… خسته شدم بس که تنها ایستادم

Shahdad
1348143179269794_large.jpg Shahdad

هر صدا و هر سکوتی،اونو یاد من میاره میشکنه بغض ترانه،غم رو گونه هام میباره از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد دلمو از قلم انداخت،اونکه صاحب دلم بود منو دوس داشت ولی انگار،اندازش یه ذره کم بود از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد

Shahdad
alone-man.jpg Shahdad

عمر من تا دشت پرستاره اندیشه های گرم تا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگی تا کوچه باغ خاطره های گریز پای تا دشت یادها هان ای عقاب عشق از اوج قله های مه آلود دوردستها پرواز کن پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من

Shahdad
421327_192778424166333_175987125845463_305045_368072898_n.jpg Shahdad

به خاطر روی زیبای تو بود که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود که دست هیچ کس را در هم نفشردم به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم به خاطر دل پاک تو بود که پاکی باران را درک نکردم به خاطر عشق بی ریای تو بود که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم به خاطر صدای دلنشین تو بود که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست و به خاطر خود تو بود فقط به خاطر تو