هیس دختر ها فریاد نمیزنند! هیس دخترها بلند نمیخندند! هیس دخترها حقی ندارند! هیس دخترها باید آرام زندگی کنند! هیس دخترها باید درد را تحمل کنند! هیس دخترها باید بسوزند و بسازند! هیس دخترها باید ظلم و حرف زور را قبول کنند! "فقط به جرم دختر بودنشان!!" هیس دخترها باید تحمل کنند و اعتراض نکنند هیس دخترها حتی حق اینو ندارن که عکسشون روی اگهیه ترحیمشون چاپ بشه! هیس دخترها باید آرام بمیرند!! و این داستان ادامه خواهد داشت...
با سپــــــــــــــآس از همتون دوستــــــــــــای ِ مهربونـــــــــــــــم به خدا دیــــــــرمه وگرنه جواب محبـــــــــــتها و خوبیاتونُ میدادم به امیــــــــــــد روزهای خوب به الله می سپارمتون
پسرکی از مادرش پرسید: مامان چرا گریه میکنی؟




13 سال و 10 روز و 4 ساعت و 11 دقيقه قبلمادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نمیدونم عزیزم، نمیدونم!
پسرک نزد پدرش رفت و گفت: چرا مامان همیشه گریه میکنه؟ او چی میخواد؟
پدرش تنها پاسخی که به ذهنش رسید این بود: همهی زنها گریه میکنند بی هیچ دلیلی!
پسرک از اینکه زنها خیلی راحت به گریه میافتند، متعجب بود.
یک بار در خواب دید که دارد با خدا صحبت میکند؛ از خدا پرسید: خدایا چرا زنها این همه گریه میکنند؟
خدا جواب داد: من زن را به #شکل-ویژهای آفریدهام؛
به شانههای او قدرتی دادم تا بتواند #سنگینی زمین را تحمل کند.
به بدنش قدرتی دادهام تا بتواند #درد زایمان را تحمل کند،
به دستانش #قدرتی دادهام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند، او به کار ادامه دهد.
به او #احساسی دادهام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد؛ حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند.
به او #قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد و از خطا های او بگذرد و همواره در کنار او باشد
و به او #اشکی دادهام تا هر هنگام که خواست فرو بریزد.
این اشک را منحصراً برای او خلق کردهام تا هرگاه نیاز داشت بتواند از آن استفاده کند.