دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـــ ــسـ ₪₪

بــــــی اندازه مهــــــربون - همـــــــیشه قــــبراق ! ـــعاــــــشــق زنــــــــدگـــی ! درباره »
₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـــ ــسـ ₪₪
مرد - مجرد
امتیاز: 475.9

دنبال‌شدگان

(221 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(133 کاربر)

گروه‌ها

(220 گروه)

بازدید

₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـــ ــسـ ₪₪
1307798942369792_large.jpg ₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـ...

{ گفتيم چه شد !؟ } گفتند : يک به نکرديم مگر!؟

₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـــ ــسـ ₪₪
1308133109749018_orig.jpg ₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـ...

جاده ي نبايد و باشد ، خوابمان مي گيرد ... دست اندازها !

₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـــ ــسـ ₪₪
1306394350950785_thumb.jpg ₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـ...

خیال کن که ، بیا و شو .....

₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـــ ــسـ ₪₪
1303276983553015_orig.jpg ₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـ...

نمي افتد اگر بيفتد { از همان مي افتد که کرده است }

₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـــ ــسـ ₪₪
1306039938339302.png.jpg ₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـ...

@♥ tannaz ♥...{نمیگم تا ابد نمی افتم }{ فقط "خداحافظی " رو پذیرفتم }{ از اینجا تا ته خداحافظ }{ آهای دلتنگی خداحافظ }.....{ گاهی به ما سر بزن ، منتظر می مونیم ! }

این ارسال را بازنشر کرده است.
₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـــ ــسـ ₪₪
pkb6whmsmx5f94x39hg.jpg ₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـ...

چند پيش آن را همان طور باز نكرده گذاشته بود. با بي ميلي آن را باز كرد، گوشه اي و شروع به كرد... چند خطي كه خواند حالش شد... خودش را جمع و جور كرد و با بهتي به خواندن ادامه داد...«كاش زودتر را باز كرده بودم...كاش مي شناختمت... كاش زودتر شده بودم...» و در حين گفتن اين جمله ها ، اشك هايش بود که روي صفحات مي ريخت ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـــ ــسـ ₪₪
1294816498468299_thumb.jpg ₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـ...

داشت در مورد علائم اولیه و ثانویه و نهایی کمبود در کودکان شیرخوار صحبت می کرد و این که در کمبود آب و تشنگی باعث کودک می شود. در همین حین صدای گریه چند نفر از را شنید. پرسید: چرا شما گریه می کنید؟ یک نفر قضیه و تشنگي حضرت را برای استاد غیرمسلمان تعریف کرد. استاد که قضیه برایش شده بود پرسید: خب بالاخره به او آب دادند یا از مرد؟.....{ کربلایِ دیگری در است ! }

₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـــ ــسـ ₪₪
1303501345513117_large.jpg ₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـ...

وقتي به جنگل آمد، همه درختان زدند: " واي! دسته اش از "

₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـــ ــسـ ₪₪
1305448065468376_thumb.jpg ₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـ...

‌دانم! خوش نداری برای غیر بنا شود. پس می‌کنی ...

₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـــ ــسـ ₪₪
1305268230884475_orig.jpg ₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـ...

از که برگشت..../ را می گویم ... خوشحال بود. پرسید: «راستی ! گمراه کردن چه فایده ای دارد؟» جواب داد: « اینها که بیاید، روزگار ما خواهد شد؛ اینها که میکنند، امامشان دیرتر می آید...»

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـــ ــسـ ₪₪
1306394350950785_thumb.jpg ₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـ...

ای شاه ، بده .....

₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـــ ــسـ ₪₪
index.jpg ₪₪ ــسـ ــوشـ ــیــ ـانـ...

{ پای نشستم ، یک استکان و یک و چند روی میز کارم ! و که دارم } همه از ! ! باور کن ! اما چه کنم که را نشناختم ! کارهایی که تو برایم کردی ؛ این نبود ! { ایم و ! }