شبیه مرغک زاری کز آشیانه بیفتد
جدا زدامن مادر، به دام دانه بیفتد
ز نازکی ز ندامت، ز بیم صبح قیامت
بدان نشان که شنیدی، سری به شانه بیفتد
به کار آنکه برون از بهشت گشته عجب نیست
که در جهنم غربت، به یاد خانه بیفتد
نشان گرفته دلم را، کمان ابروی ماهی
خدای را که مبادا، دل از نشانه بیفتد
دلم به کشتی کربت، به طوف لجه ی غربت
چو از کرانه ی تربت، به بیکرانه بیفتد
شوم چو ابر بهاران، ز جوش اشک چو باران
که دانه دانه برآید، که دانه دانه بیفتد
جهان دل است و تو جانی نه بلکه جان جهانی
همه سکندر و دارا، کزین فسانه بیفتند
خیال کن که غزالم، بیا و ضامن من شو
بیا که آتش صیاد، از زبانه بیفتد
الا غریب خراسان، رضا مشو که بمیرد
اگر که مرغک زاری از آشیانه بیفتد
{اینجا هیچ #کسی نگات نمی کنه ، هر طرف بری به #بن بست می رسی}{ اینجا ذره ذره می پوسه #تنت ،اینجا #دستاتو نمی گیره کسی}{ جز #خدا هیچکی نمی مونه برات ، شیشه ی #دل همه سنگ شده}{ ولی #تو، تو قبرتم داد بزن ، آی #خدا#دلم واست تنگ شده}........{ #تنها اوست که می ماند !!}......
{میدونی چند تا #نمازتو شکوندی ، چند تا ربنای نیمه کاره #خوندی} {شونه های #آسمون تر شده بس کن ، میبینی #خدا رو تا گریه کشوندی}{هنوزم یکی #نشسته روی ابرا ، #نگران کفترای یا کریمه }{دیگه وقت خنده های بی بهونست ، #چشم من گریه نکن خدا #کریمه }
{نه می خواهم به تور " ایتالیا " و " اسپانیا " بیفتم }{ نه بادام #چشم های " چینی " ها و " ژاپنی " ها را ویار کرده ام }{ و نه #نسیم " دبی" و " استامبول" به کله ام زده }{ نه #هوس دو بیتی " بابا طاهر " دارم }{ نه " منار جنبان " #دلم را می لرزاند }{ نه مات " کیشم " }{ نه موجی " خزر" }{ فاتحه ی " سعدی " و " حافظ " را هم از #همین جا #پست میکنم }{ #من#فقط یک بلیط رفت " #مشهد " می خواهم -- حتی الامکان بی برگشت }