* امــــــید *
من : مامان شام چی داریم گشنمه… مامانم خطاب به بابام: شما شام میخوری ؟ بابام : نه… مامانم خطاب به من: من که شام نمیخورم بابات هم نمیخوره، خودت پاشو یه چیزی بخور… سه تا تخم مرغ نیمرو میکنم، میام میشینم پای سفره شروع میکنم به خوردن که: بابام: نمیدونم چرا گشنه ام شد، من فقط یکی دو لقمه میخورم… خانم شما نمیخوری؟ مامانم: من؟ نمیدونم… حالا یکم میخورم دیگه…
* امــــــید *
امروز سوار یه تاکسی شدم کولرش روشن بود !! می خواستم سرمو بچسبونم به شیشه و از خوشی گریه کنم!
* امــــــید *
یه بار عاشق شده بودم و شکست عشقی بدی خورده بودم! واسه همین رفتم تو اتاق و درو رو خودم بستم… بعد از یه ساعت صدام کردن که بیا شام بخور داره سرد میشه ! گفتم: من دیگه هیچی نمیخورم ، میخوام بمیــــــــرم گفتن : شام ماکارونیه ، ته دیگ سیب زمینی هم داره که دوس داری یعنی اونو بیشتر از ماکارونی دوست داشتی؟! نامردا نقطه ضعفِ منو پیدا کرده بودن ..!
* امــــــید *
نشستيم سر ميز شام مامانم ميگه چرا جاي بابات نشستي ؟ ميگم چه فرقي ميكنه؟ بشقاب رو از جلوم برداشته ميگه آخه بيشتر گوشتارو برا بابات گذاشتم كه بخوره نميشه كه تو بخوري! آخه اين مادر مهربونه من دارم؟ فك و فاميله من دارم؟
* امــــــید *
یک وعده غذای ساده : 2 تا تخم مرغ 500 تومن یک دونه نون سنگک 450 تومن یک کاسه ماست به عبارتی 500 تومن کره مصرفی جهت چرب کردن تابه 100 تومن مجموعا : 1550 تومن زندگی میشه کرد ؟ زن میشه گرفت ؟ بچه میشه اورد ؟ حالا هی بیاین تو این برنامه های خانواده راجع به ازدواج و بارداری حرف بزنید !
* امــــــید *
تفاوت نسل ها را در ازدواج درک کنید. دوره بابابزرگامون پدر:بیا پسر،این زنته. دوره باباهامون پدر:پسر این دختره رو میخوای؟ دوره ی ما پسر:من اینو میخوام بابا. دوره بچه هامون پدر:زن نمیگیری پسرم؟ پسر:به تو چه؟ پدر:ببخشید. پسر:عب نداره حالا من پنج ساله زن دارم،بچه هم دارم.حالا اگه وقت داشتم میذارم ببینیش.
* امــــــید *
وقتي با فك فاميلا اسم فاميل بازي ميكنيم: اسم:غلام فاميل:غلامي غذا:غلام پلو ميوه:غلام سبز شغل:غلام فروش شهر:غلام رود كشور:غلامستان گل:غلام بو اشيا:غلام پلاستيكي ماشين:هموني كه غلام سوار ميشه(اسمشو نميدونم)!