* امــــــید *
به حیف نون ميگن جورابات چرا يكيش قرمزه يكيش آبي؟ ميگه نمي دونم، يه جفت ديگه هم توخونه دارم، همين جوريه!
* امــــــید *
غضنفر داشته از کنار یک چاه رد میشده میبینه یکی از ته چاه داد میزنه کمک کنید, تو رو خدا کمک کنید... غضنفر جواب میده اخه احمق جان ته چاه جای گدایی کردنه؟
* امــــــید *
غضنفر میخواد به یه انگلیسی طرز تهیه دوغ یاد بده میگه: it is a ماست in the مشک after شلق و پلق شلق و پلق
* امــــــید *
از حیف نون می پرسن این شعر از کیه؟ “سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز” می گه نمی دونم یه راهنمایی بکنید… می گن اسم شاعر توی خود شعر هست. می گه: آهان فهمیدم، جواد نکونام!
* امــــــید *
به غضنفر ميگن يه جمله ي فلسفي بگو ميگه: احمق ترين افراد كساني هستند كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشند. ميگن: مطمئني؟ ميگه: صد در صد !!
* امــــــید *
طرف دکتر آزمايشگاه بود و روي يه مگس داشت آزمايش ميکرد يه روز بالهاي مگس رو ازش جدا ميکنه بعد به مگسه ميگه بپر! مگسه نميپره براي بار دوم و سوم تکرار ميکنه که بپر! ولي مگسه نمي پريده! در آخر نتيجه آزمايش رو اعلام ميکنه: که اگر بالهاي مگس را از تنش جدا کنيد گوشهايش نيز کر ميشود!
* امــــــید *
غضنفر میره مکه با خودش آر پی جی میبره میگن این دیگه برا چیه؟ میگه با این سنگا که شما می زنین شیطون نمیمیره !
* امــــــید *
غضنفر هلو میخوره به هسته اش که میرسه یهو میگه : ای ول گردو هم داره !!!!