اینبار کودک امروزم بزرگ تر شده است .... حس میکند له شدن را ..... خرد شدن را ..... دلتنگ شدن را ............. ای کاش مثل قبل فقط اشک میریخت .................... امروز آمده است برای اعترافـــــــ ...... اعتراف : اینجانب طنیـــــن .... همانی که روزی صدایی بود آزاد ..... اعتراف میکنم که دلم هوای اویی را کرده است که روزی برایم "این" بود و حال از "آن" هم دور تر است !
#مسابقه-دنبالر این بهترین عکسی هستش که توی عمرم گرفتم...(واقعا که چقدر بدبختم...) از هم اکنون خودم رو برندهی این مسابقات میبینم... البته ریا نشه... این عکس ِِ یک پرنده در خانهی مادر بزرگم میباشد که اسم ِ پرنده را بلد نمیباشم چون سرش معلوم نیست
هههههه .... وای من عاشق دایی بهروزم ... میدونی ؟ اصلا خیلی دوسش دارم ... هم دایی رو هم زندایی رو هم دخی دایی رو ! من اصلا از این خانواده خیلی خوشم میاد ...
تابستون که اومدم 24 ساعت میریم اونجا ... بعدشم هر وقت خواست بره مغازه باهاش میریم مغازه ... تو چارباغ یه تابی میخوریم و بعدش میریم نظر .... نظر متبرکه ! بعدشم دوباره بر میگردیم چارباغ با دایی میریم خونشون ... یادت باشه طبق سنت دیرینه من جلو میشینم ...
خب دیگه همه چی حل شد ! ایول ... برنامه ریزی تابستونو حال کن !
وای ... من تو کف بوگاتیم !
15 سال و 4 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 40 دقيقه قبلخواستی واست عکس میگیرم یه بوق هم میزنم صداش رو ضبط میکنم تا وجدانت جلا بیاد
15 سال و 4 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 41 دقيقه قبلامید فضا چه خبر؟کلاً سالی یه بار میای زمین؟!
15 سال و 4 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 38 دقيقه قبلفعلا تازه اینترنت واسمون وصل کردن دیگه میام ، الان یه راست از دیسکاوری 21 دارم میام دنبالر
15 سال و 4 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 32 دقيقه قبلچه کارا که نمیشه با این اینترنت کرد !

15 سال و 4 ماه و 25 روز و 10 ساعت و 54 دقيقه قبلدیگه این اینترنت به عالم مردگان و ارواح هم رسیده !
دیروز تو [!] بوک یکی از فامیلامونو پیدا کردم که بیشتر از 10 ساله مُرده !
جدی میگم !