یـ ـک آدمـ ـ
به به / اندک اندک جمع اشک ها می رسد / باشد که روزی از این اشک ها سیلی جاری شود تا آب رسالت حیات خود را حفظ کند
یـ ـک آدمـ ـ
ادامه این زنده گی بیهودگی ست
یـ ـک آدمـ ـ
ذهن ملخ زده ای که هیج گاه / هدایت نشد
یـ ـک آدمـ ـ
photo by Leslie Ann O'Dell
یـ ـک آدمـ ـ
همممممم بیا با این نوشته ها اشک گشایی کنیم
یـ ـک آدمـ ـ
غرور کودکانه ام را به کمر بسته ام / ته ریشم سبز شده است
یـ ـک آدمـ ـ
شهوت چشمانم به بیشتر از یک ارضا ِ چند لحظه ای نیاز دارد ..
یـ ـک آدمـ ـ
من عیسی ِ ثانویه / مصلوبی به صلیب کشیده شده / بر واژه های یاغی
یـ ـک آدمـ ـ
من در قعر این حادثه ام / یوسف چند چاهی پایین تر بود / معجزه در تن ِ کرخت ما نمیخوابد
یـ ـک آدمـ ـ
دیر وقتی است از فرط انتظار بودنت زیر همه نا گفته هایم میمیرم
یـ ـک آدمـ ـ
اعصابی که درد میکند / در بی راهه ها غوغا به پا میکند
یـ ـک آدمـ ـ
هندزفری های استعمال شده / واژه هایی در آبچکان چشمانت
یـ ـک آدمـ ـ
با خون دل / از دل خون می نویسیم
یـ ـک آدمـ ـ
مغز و موی و مور و مبل و مراد و مهربون / میم مثل ِ ماه من