یـ ـک آدمـ ـ
الان خوبه هی سعدی بخونی و هی گریه کنی هی سعدی هی گریه / آی دوست دارم
یـ ـک آدمـ ـ
چرا دروغ / جای مشکی خالیه
یـ ـک آدمـ ـ
بزرگترین تراژدی همین است / تو مدام کمی و من ریاضی نمی دانم تا بشمارمت
یـ ـک آدمـ ـ
به دلم حرف نمی آید / من برای شاعر شدن پیررررررررررررررررررررررررم
یـ ـک آدمـ ـ
کنجی است ما را فارغ از شور و شر دنیای دون
یـ ـک آدمـ ـ
یه روز از همه برج ساز ها انتقام میگیرم / آغوشت رو بیار
یـ ـک آدمـ ـ
یه روزم نوبت من میشه واسه گفتن بعضی جمله ها / این همه انتزار نکش دیگه دیره /// میدونم تکراری ام و تکراری میحرفم / ولی بیشتر از این بلد نیستم
یـ ـک آدمـ ـ
یه عمر بعد از حال این روزام ...
یـ ـک آدمـ ـ
شیوه چشمت فریب جنگ داشت / ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم /// حضرت حافظ
یـ ـک آدمـ ـ
تا که باران هست / این قلیون مرا بگیرد و نگیرد
یـ ـک آدمـ ـ
با تو خاند و با او رقصد / زیباتر از این سماع نخاهیم
یـ ـک آدمـ ـ
تو همونی نیستی که میگفتی سرت رو بالا نگیر / سیب گلوت وسوسه کنندست
یا مولانا بخونی با اون لبخند دوست داشتنیت / لبخندتو با غزلای مولانا یه جا بدی به خورد روحم..
13 سال و 2 ماه و 19 روز و 22 ساعت قبل