یـ ـک آدمـ ـ
بساز بنداز / چند واژه روی کاغذ مچاله شده
یـ ـک آدمـ ـ
لبام تیر کم داره / نمیشه شلیک کرد / چشمات ُ بیار
یـ ـک آدمـ ـ
گونه های سرخ ِ جیغ کش / چشام ُ درویش کن
یـ ـک آدمـ ـ
اسمایلی » سیاووش داره تو گوشم داره ترانه میخونه / من سرم ُ گرفتم بین دو دستم میگم خفهههههههههههه شو
یـ ـک آدمـ ـ
این داریوش میگه از یکی شنیده که میگن دواست باده نوشی / یک پرس باده لدفن
یـ ـک آدمـ ـ
کسی نیست این نوشته ها رو ادامه بده ؟
یـ ـک آدمـ ـ
من از چشم ُ گونه و لب و مو هاش زیاد نوشتم / یکی بیاد از دماغش بنویسه
یـ ـک آدمـ ـ
تو با سیگارت تراس کشی کن / من خود کشی
یـ ـک آدمـ ـ
من به هر واژه ای از یک عاشق آبستن میشوم / لقاح حرف هایش و چشمانم شرعیترین لقاح بود
یـ ـک آدمـ ـ
گیرم ار این دل بریدن هایت