یـ ـک آدمـ ـ
کاش میشد سیفون رو کشید / تا همه ادم رو ببره اب / سیفون به قدر جنون
یـ ـک آدمـ ـ
من و چشم های تو / که هنوز ترانه ای نابند
یـ ـک آدمـ ـ
فرقی نمی کند / می و طناب / هر چه که باشد باید سر کشید
یـ ـک آدمـ ـ
این واژه ها کفاف عشق را نمی دهند / دامنت را بیاور / دست هایم در انتظارند
یـ ـک آدمـ ـ
حافظ از جام عشق خون میخورد / من از جام می شوکران خوردم
یـ ـک آدمـ ـ
که رژ لب هایت باشد به رنگ قرمز مارلبورویی
یـ ـک آدمـ ـ
یلدا / باران / خاطره / ارزو / رویا / آذر / ماه / خورشید خانوم
یـ ـک آدمـ ـ
و یکسری شهوت های جنسی / مثلن جنس تو
یـ ـک آدمـ ـ
سلاااااااااا م / آمدم بعد یک روز پر از سیگار
یـ ـک آدمـ ـ
ادامه این سیگار / با وسوسه چشمانت
یـ ـک آدمـ ـ
یه جیزی داره میلغزه / چیه ؟ کیه ؟
یـ ـک آدمـ ـ
چشمانت را ببند / من حوصله جنگ ندارم
یـ ـک آدمـ ـ
یا حضرت حافظ / کافر عشق بود گر نشود باده پرست
یـ ـک آدمـ ـ
سگ خورد / دلم را / سگ چشمات ُ میگم
یـ ـک آدمـ ـ
برای نوشتن خیلی وقت هست که پیر شدم / شعر نمی خواهم نگاهت را بده