یـ ـک آدمـ ـ
یکی از دلایلی که سحر ُ دوست دارم اینه که همیشه از سیگار خودش واسم تارُف میکنه / این ینی مرد بیخیال / دیروز بازم همین کارو کرد / حس خوبیه وقتی هست / البته شما که نمیشناسینش / بهتر . خیلی ها رو نباید شناخت
یـ ـک آدمـ ـ
خب همه بد فهمیدند جنون را / من بودم میگفتم جنون نام دیگر گیسوان توست
یـ ـک آدمـ ـ
الان حس جدید میخام / آدمای جدید / دوست جدید / حرف جدید / ولی نیست هیچی جدید
یـ ـک آدمـ ـ
به باد بگویید بس کند / آن مو ها چیزی ندارد که این همه می وزد
یـ ـک آدمـ ـ
بستنی / کوپ با طعم گونه هایت
یـ ـک آدمـ ـ
و سیگاری که دیگر کام به یادش نیست
یـ ـک آدمـ ـ
که جانم به فدای آن طره باشد
یـ ـک آدمـ ـ
یکی جلوی من نقطه بزاره / نمی رسم
یـ ـک آدمـ ـ
ماهی ِ تُنگ هوس آزادی کرده
یـ ـک آدمـ ـ
اینکه می روی را همه می دانند / یک بار هم بیا
یـ ـک آدمـ ـ
که پیرهنت کنج خانه ای خود را به دار آویخته
یـ ـک آدمـ ـ
واسه خودم لواشک خریدم / الانم میخورمش / دلتون بسوزه
یـ ـک آدمـ ـ
عمو / تو بیا موهای این ُ بباف / من نتونستم
یـ ـک آدمـ ـ
تو در خانه ای جدید / و یکسری وقایع جدید