یـ ـک آدمـ ـ
قمار باز خوبی نبودیم / بودیم خودمون ُ می بردیم توی گور تا دفن کنیم
یـ ـک آدمـ ـ
وای از آن روزی که در تن پوش زفافت زار زنی
یـ ـک آدمـ ـ
فرقی نمی کند عربده ارابه / باید کشید / مث ِ جیغ / مث ِ درد / مث ِ بار / مث ِ زخم / مث ِ گونه های خیس من / یا که مث ِ نگاه سرد تو
یـ ـک آدمـ ـ
حالا فرقی نمیکنه کی بغلت کرده / تو فقط کمی گرم تر شو
یـ ـک آدمـ ـ
کار از واژه گذشته است / دیگر حرفی ندارم برای زدن
یـ ـک آدمـ ـ
من به مستراح ها ایمان دارم
یـ ـک آدمـ ـ
من به یک آلت زنانه نیاز دارم / دستانم ، یک جفت از خود کم دارد
یـ ـک آدمـ ـ
ای بانو / تو ماه ُ من برکه ای راکد / که نای دنبال کردند را نداشت / کمی در من غرق شو
یـ ـک آدمـ ـ
بی معنا ترین گم شدن را تجربه میکنیم
یـ ـک آدمـ ـ
واژه هایم را درد داده ام / عبور کنند