یـ ـک آدمـ ـ
بحث من و این واژه ها سر این بود / من که شاعر نمی شم / پس حوصله این واژه ها رو سر نبرم
یـ ـک آدمـ ـ
تو که نمی کشی / وقت چاقو ها را نگیر
یـ ـک آدمـ ـ
کسی نیست ؟ / حکم ارتداد رو صادر کنین / دیگه به این وینچستر ایمان ندارم
یـ ـک آدمـ ـ
یه روزم نوبت من میشه واسه گفتن بعضی جمله ها / این همه انتزار نکش دیگه دیره
یـ ـک آدمـ ـ
چشم هایت / همین واژه چون تفنگ های فیلم های جنگی ایرانی / تمام نمی شود و که هی شلیک می کند که هی شلیک می کند که هی شلیک می کند
یـ ـک آدمـ ـ
انگار لمس تن تو درد دارد / ببین که این لاک چقدر جیغ می زند
یـ ـک آدمـ ـ
گاهی باید گذشت کرد / از سر کوچه تان
یـ ـک آدمـ ـ
امون از روزی که کار با چاخو رو یاد میگیری / ولی میبینی واسه کشتن زمان کند تر از این حرفاست
یـ ـک آدمـ ـ
دیگه نمیتونم درد بکشم / از همون اول هنرمند نبودم
یـ ـک آدمـ ـ
حالا که باریدم / دست از تو بشویم یا چشم از نبودنت ؟
یـ ـک آدمـ ـ
تا تو برگردی / مرا این همه باریدن با خود خاهد برد
یـ ـک آدمـ ـ
این تنهایی را نمی توان شست / حالا مدام گریه کن
یـ ـک آدمـ ـ
برای این تن هر لحظه سبز باش / تو همیشه شورشی ترین شورشی شهر بودی
از زبون دل من گفتی ؟
13 سال و 3 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 41 دقيقه قبلمن و تو نداریم
13 سال و 3 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 40 دقيقه قبل