delshekaste
می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی// می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
delshekaste
تا کی به تمنای وصال تو یگانه// اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
delshekaste
تا مقصد عشاق رهی دور ودراز است// یک منزل از آن بادیه ی عشق مجاز است
delshekaste
آن لحظه که از نیاز انسان/ دارد نه کم از هوای حیوان// یک دانه ی گندم طلایی/ از تشت طلا گرانبهاتر// در حادثه های ناگهانی/ سالم ز مریض مبتلاتر //
delshekaste
هنوز دلخوشی ذهن خسته ام این است که در خیال خودم بیخیال من نشدی...
delshekaste
آنقدری که جای خالی آدما ناراحت کننده است ، جای پرِشون خوشحال کننده نیست …
delshekaste
فقط یه ایرانی میتونه به جای اینکه یه قدم بیاد جلو ، دم سفره بشینه و کل سفره رو بکشه جلو خودش !
delshekaste
بـاز در کـلبـه تـنـهـایـی خـویـش ....عـکـس روی تـو مـرا ابـری کـرد....... عـکـس تـو خـنـده بـه لـب داشـت ولـی، .......اشـک چـشـمـان مـرا جـاری کـرد ..
delshekaste
عاشق واقعی کسیست که زمانی که هزار دلیل برای رفتن دارد هنوز هم به دنبال بهانه ای برای ماندن می گردد
delshekaste
هر بلایی سرم اومد...... همه زجری که کشیدم....... همه رو به جون خریدم....... ولی از تو نبریدم
delshekaste
دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم /لیکن از لطف لبت صورت جان می بستم
delshekaste
کور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر کنم
delshekaste
آنچه کردی با دل من قصه سنگ و سبو بود