بــــازکــــن پنجره هارا اى دوست . . . حالیا معجزه باران را بــــــاور کن . . . و سخاوت را درچشم چمن زار ببین. . . و محبت را در روح نسیم . . . خاک جان یافته است ، باز کن پنجره را و بهــــــاران را باورکــــن..
تو بخواب نازنینم به جان تمام دلواپسی هایم قسم که لحظه ای دیده بر هم ننهم و نگهبان تمام غزل های بر باد رفته باشم قول می دهم یک مو نیز از سر قاصدک رویاهایت کم نشود تو بخواب نازنینم.... شب به خیر